حالا مىتوان گفت محتسب سلطان محمود مثل پليس لندن نبوده يا وزارت ماليهء الب ارسلان مثل ماليه ، فرانسه ، از آن عهد و زمان پائينتر آمده .
مگر نه نادر شاه پسر خود را براى آنكه مخالف با طريقهء عدالت بود كشت ، يا اگر مملكت او منظم نبود و عدالت نداشت يا قشون او نظم نداشت چه قسم به هندوستان رفت .
آغا محمد خان پسر برادرش قتل نفس كرد سه مرتبه پيغام به برادرش داد ، ورثه مقتول را راضى كن . دفعهء چهارم سر برادرزادهاش را بريده براى برادرش فرستاد و گفت چون شما رضايت ورثهء مقتول را به جاى نياورديد من آوردم .
محمد شاه دو برادرش خسرو ميرزا و جهانگير ميرزا را كه مخل نظم مملكت و مدعى بودند كور كرد ، تا زنده بود افسوس مىخورد . اما مىگفت محض مصلحت عموم اين كار را كردم .
امير اتابيك مرحوم در سفر اصفهان شاه شهيد قدغن كرده بود حاصل مردم را كسى ضايع نكند . قاطر صد تومانى حاجى هاشم نديم و همصحبت و محرمش توى زراعت رفت قاطر را نسقچيها گرفتند سه روز در اردو جار زدند . از ترس حاجى هاشم نتوانست بگويد قاطر مال من است و قاطر بلاصاحب ماند .
تواريخ ما و مورخين ما
اين يكى از ياساهاى امير بود . هزار حكمهاى ديگر كرده كه اغلب پيرمردهاى ما ياد دارند . منتهى تواريخ ما مثل همه كارمان اين مطالب را ترك كرده كه هيچ متذكر نشده ، حتى از عهد كيان . اگر رجوع به تواريخ فرنگ شود با به قصص و حكايات فى الجمله دستگير مىشود مورخين ما خيلى بد تاريخ نوشتهاند . هركس خوانده مىداند . تمام براعت استهلال [ و ] اظهار فضيلت است . مثلا يك صفحه در طلوع آفتاب و طليعهء لشكر نگاشته اما اسم سردار و محل جنگ را ابدا ذكر نكرده . خيلىخيلى ناقص است . از آن جهت ما همه را مىگوئيم ظالم بودند و حال آنكه ابدا اينطور نبوده . منتهى عدالت را هم با خود به گور مىبردند و اين ترتيبات امروز نبود و البته امروز بهتر مىشود عدالت كرد و اگر آنها بودند اول كسى بودند كه « متد » و « رفرم » « 1 » حاليه را جارى مىكردند .
قضيهء فخر الممالك
شنبه سيم ربيع الثانى - حضرت و الا براى اصغاى فرمايشات حضورى احضار باغ شاه شده بودند . من مجلس رفتم ، قدرى گذشته فخر الممالك آمد و از دست وزير عدليه
هامش
( 1 ) -Reforme - Methode