وقتى من شاهنامه مىخواندم معلم مىگفت اين اشعار تعريف عوج است . خدا رحمت كند همچو شاعرى و حكيمى را كه به اين خوبى شعر گفته .
صنيع الدوله
سابقا نوشتيم صنيع الدوله سفارت انگليس رفت . جواب دادند شهر شلوغ است همه حال شما را دارند . اجازه خواست فرنگ برود فورا مرخص كردند . گويا آلودگى زياد دارد ، يعنى قرض نقدى كه ملك خريده . هرچه كرد پولى نتوانست فراهم كند ، ناچار شده به خانهاش رفت . فعلا سلامت است . صنيع الدوله آدم خوبى است باسواد است و دلسوز .
بختيارى در كاشان
اردو كه به اصفهان مىرفت در كاشان مانده و اسباب زحمت كاشى ترسو شده . اين مختصر قشون با بختيارى چه خواهد كرد . حالا كه آنجا رحل اقامت انداختهاند تا كى توپها و تفنگهاى « لوبل » را تحويل حضرات كنند . واقعا اين تفنگهاى « لوبل » تعريف دارد .
آدم آرزو مىكند يك دانه از آنها را داشته باشد . تمام را زير دست اين سرباز و سوار ريختهاند كه يك دانه پس نخواهند داد . خصوصا اگر انقلابى بشود . بيشتر رؤساى ايلات كه داوطلب رفتن جائى مىشوند فقط براى تحصيل تفنگ « لوبل » است . بلندقد سربازى و كوتاهقد دارد . تمام هم سه تيره مىباشند چقدر قشنگ و خوب .
نقاشىهاى كمال الملك
پنجشنبه غرهء ربيع الثانى ، دوم درجهء ثور - ديروز فخر الممالك كاغذى به من نوشته بود كه باز نظام الملك مأمور سر من گذاشته و چهارصد تومان باقى مانده طلب حاجى دائى را كه از آقا غلام حسين هراتى داشته مطالبه مىكنند . حضرت و الا دربخانه تشريف برده بودند . افخم الدوله هم رفته بود . من خانهء فخر الممالك رفتم . ناهارى خورده كمال الملك شبيه فخر الممالك را كشيده بود خيلى شبيه و خوب . اين اول نقاش ايران است . بسيار بسيار خوب نقاشى مىكرد و مىكند . اسمش ميرزا محمد و كاشانى است . در ايام شاه شهيد پردهها كشيده . از همه بهتر آن شبيه شاه است در اطاق سر در موزه كه تمامش آينه است و منعكس شده . شش سال سر آن پرده زحمت كشيد . اين شبيه شاه كه سر مقبرهء او در حضرت عبد العظيم است چهرهاش را او ساخته . پردههاى نقاشى اعلى درست كرده . اما حالا مدتى است تمارض كرده كار نمىكند . ناخوش هم شده از دست مىنالد . ديگر نمىدانم فخر الممالك به چه حقهاى او را به كار واداشته .