تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2428

مساهمون:

ص٢٤٢٨
حسابى است كه بعد از اتمام آورده كه البته صد البته مبلغى خود را طلب‌كار خواهند كرد . با وصف اين صاحب او و قبول آنچه كند پادشاه است .

سفير انگليس و روس

سعد الدوله بنا بود مجلس آمده قرارنامه را به امضاء برساند ، پيغام داده بود چون سفير انگليس و شارژدفر روس حضور مىرفتند ممكن نشد . اما او خيال محالى كرده ممكن نيست راى داده شود . من خدا را به شهادت مىطلبم با نهايت عسرت و تنگى كه دارم و چند جا مقروض بلكه براى يوميه معطل [ هستم ] اگر دو هزار تومان يا بيشتر نقدا به من يك نفر بدهند راى نمىدهم ، سهل است بقدرى مزاحم ديگران هم مىشوم كه اندازه نداشته باشد . سفير انگليس و شارژدفر روس با هم و رسما حضور مبارك رفتن بايد كار مهمى باشد . مملكت كه نهايت اغتشاش را دارد حرفى نيست ، اصلاح هم مشكل است .

عوج بن عنق

بارى بعد از ناهار و خوردن يك فنجان چاى شكمها بخار كرد ، صحبت علمى به ميان آمد . جناب حاجى مدير الدوله از عوج بن عنق حكايتها كردند . در تفسير ملا فتح الله نوشته عوج سيصد و سى و سه هزار و سيصد ذرع قدش بود . چند هزار سال عمر كرد . مادرش هزار ذرع بلند بود . قوم موسى نزد او رفتند آنها را از زمين جمع كرده مثل پشكل توى دامانش ريخت برد پيش مادرش . گفت نه‌نه اينها آمده بودند نزد من اذن بده بخورم . گفت نه ، نه‌نه بريز دور . دامانش را تكان داد رفتند . حضرت موسى به غضب آمد به جنگ او رفت . حضرت چهل ذرع قد داشت ، چهل ذرع عصاى حضرت بود ، چهل ذرع جستن كرد . عصا به قوزك پاى عوج خورد . فورا به زمين افتاد مرد . ساق پاى عوج را روى رود نيل انداختند . سالها تمام عابرين ، چرخ و كالسكه از آنجا مىگذشت . مشير افخم و حاجى صدر السلطنه در ضمن تحقيقات كردند . مباحثات شد بسيار بانمك و مضحك كه اندازه نداشت . پائينيها خيلى خنده كردند . اما آنها همان قسم مشغول بودند و گرم مباحثه . اشعار فردوسى مناسب بود براى خاطر حاجى مدير الدوله بخوانم حالا به عوض آنكه نخواندم مىنويسم .
يكى سهمگين ديو بد بد گمان * تنش بر زمين و سرش آسمان كه درياى چين تا ميانش بدى * ز تابيدن خور زيانش بدى همى ماهى از آب برداشتى * پس گنبد ماه بگذاشتى به خورشيد ماهيش بريان شدى * از او چرخ گردنده گريان شدى
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2428 | قهرمان ميرزا عين السلطنه