مىگذارند . مثل آنكه ما را در « عمارت خورشيد » محبوس داشته « شوراى كبراى مملكتى » نام نهادهاند . قانون مشروطيت همان انجمن است و بس . حالا تبريزى جنگ دارد ، گيلان و اصفهان كه امن است ، روزنامه كه از آنجا مىرسد بر خلاف قانون انطباعات مجلس است ، گرفتن ماليات من غير حق و مثل سابق است ، محاكمات بر خلاف شرع و ترتيب مشروطه است ، همينطور همهچيز مگر انجمن محبوسين .
يك نفر شاه بواسطهء همين اشخاص اگر نتوانست قانون مشروطه را در مملكتى وسيع با موانع داخلى و انگشت خارجى جارى كند سپهدار و صمصام السلطنه با قدرت و تمكن كه مىتوانستند بعضى آن را در شهرى ترويج بدهند . پس مسئلهء ديگر است كه ايرانيها مىدانند . حالا بعضى اغماض كنند يا تاريخ فراموش كند تعجب ندارد .
حيدرى و نعمتى
ما براى بالا نشستن و پائين نشستن در مجالس غيررسمى نزاعها داريم . براى تقديم و تأخير ورود قليان نوكرها قمه و قمهكشى مىكنند . از براى جلو و عقب رفتن يدك و تشييع جنازه دعواها داريم . براى پيش و پس علم دستههاى سينه زن خودكشى مىكنند . حيدرى و نعمتى سالى دويست نفر آدم مىكشند . يك محلهء همدان مىگويد « بيل اژدها » ، يك محله مىگويد « طوق اژدها » « 1 » . براى خاطر اين دو لفظ در ماه محرم ده نفر كشته مىشود . دو محلهء تجريش روز عاشورا پاى يكيشان از نهر سرحدى بگذرد مثل اين است كه قشون روس وارد خاك آلمان شده باشد خونها ريخته مىشود .
حالا براى خاطر مشروطه و استبداد كه مالك شهر يا ولايتى مىشود شد نزاع و خونريزى نكنيم ، كسى كه سر آن كارهاى پوچ اينهمه مىكند ممكن نخواهد بود . براى من هم مقدور شود از خدا مىخواهم .
هامش
( 1 ) - در كتاب هكمتانه تا همدان تأليف آقاى غلامحسين قرهگوزلو در اين باب شرحى نوشتهاند كه خلاصه آن اين است : در همدان هم جنگ حيدرى و نعمتى جريان داشته . حيدرىها در محلات پائين شهر و نعمتىها بالاى شهر . علامت مميزه گروه اول طوق كه علم بسيار عظيمى بود و مىگويند در داخل چاهى در صحن امامزاده يحيى نگاهدارى مىشده و علامت مميزه دومى بيل بود كه شايد علمى بود منقش به نقش بيل و در ايام عزادارى عاشورا پيشاپيش دستهجات مىگرفتند و مخالفتهاى ديرينه در اين ايام بروز مىكرد و منتهى به زدوخورد مىشد ولى از اژدها مطلبى ننوشتهاند شايد روى پردههاى علم نقش اژدهايى هم بوده . ( مسعود سالور )