تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2422

مساهمون:

ص٢٤٢٢

حق العمل املاك

دوشنبه 28 ربيع الاول - ديشب را با ملك‌آرا خدمت شيخ رسيديم . در باب املاك نهايت اميدوارى را داد و گفت چيزى بنويسيد ، جز حضرت اقدس و الا سايرين مهر كنيد به نظر شاه رسانيده انشاء الله انجام مىدهم . اما اينجا كسى نيست ، حق‌العمل آن كسى كه املاك را براى شما بگيرد چه چيز است . اين‌كه رشوه نيست ، اين حق‌العمل است . زكات هشت قسمت مىشود : يك قسمت مال عمال است . من گفتم فرمايشى صحيح است و اگر كارها بدون تقيه و رودروايسى مىگذشت خوب بود . پنج هزار تومان تقديم مىكنيم حلالا طيبا . بعد گفت پيغام هم داده بودم امروز نمىشود ، براى شاه اسباب دردسر فراهم كرد . آنها كه بخشيده شده صرف‌نظر كنيد . من گفتم اين ظلم است زيرا همه املاك رفته . اما نمىخواهيم دردسر فراهم كنيم . اما فرمانفرما با سه كرور مكنت در صورتى كه بيست ملك ما را برده ديگر چرا يافت‌آباد را هم ببرد و ما گرسنه باشيم . حضرت عليا با دو كرور مكنت امين‌آباد را بخورد . گفت حدى قرار بدهيد . گفتيم باز به اختيار شما و اعليحضرت واگذار مىكنيم . آن‌وقت فرمودند پس از آنچه من گرفته به شما تسليم مىكنم ميزان حقى قرار بدهيد . بهتر است كه تكليف من و شما معلوم باشد . حرف حسابى بود . اين بود امروز جمعى را خبر كرده اينجا آمدند قرار ده نيم گذاشتند . عريضه را هم نوشته با سند ده نيم اعدل الدوله برد بدهد ركن الدوله مهر كرده و فردا براى ملك‌آرا روانه دارد برده به شيخ تقديم كند .

قانون اساسى تازه

حالا برويم در سر مطالبى كه امروز صبح مسموع شد . نظم الدوله مىگفت سفراى دول متحابه در سفارتخانهء امريك جمع شده قانون اساسى به اقتضاى حال امروز مملكت نوشته‌اند كه من ترجمهء آن را حاضر دارم و بايد دانست كه اين قانون را از خودشان امروز جعل نكرده‌اند ، بلكه از روى قوانين اساسى ممالك ارپ است در آن عهدى كه تمدن و ترقى آنها از ما هم باز بيشتر بوده يعنى پانصد سال پيش انگليس يا چهارصد سال قبل فرانسه . قانون را قراءت كرد به نظر خيلى خوب بود . يعنى اگر روزى كه مظفر الدين شاه مشروطه را داد به اين قانون داده بود كه مقتضى وقت بود نه حالا كه آن قوانين را دادند و مملكت هرج‌ومرج شده . اين است كه بايد به عوض كبير به آن مرحوم صغير گفت . اگر از روى فهم و آگاهى به اين ترتيب مشروطه را برقرار كرده بود كار به اينجاها نمىرسيد . همين‌طور اين شاه دقت نظر نكرد ، شور نكرد ، هيچ نگفت آن را به امضاء رسانيد و متمم آن را هم امضاء كرد .