تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2411

مساهمون:

ص٢٤١١
سه هزار تومان عايد گمرك شد . امسال به تاجرباشى روس پنج ساله سالى بيست هزار تومان اجاره دادند و صد هزار تومان نقد گرفتند . قدغن را هم موقوف كردند . اولا مرافعه با كمپانى گوشت سر گرفته ، ثانيا معلوم شده كه پارسال هفتاد و پنج هزار تومان منافع گمرك آن بود تفاوت بسيار است . از فارس هم آصف الدوله تلگراف كرده در سيصد هزار تومان قبول مىكنند . با وجودى كه امتيازنامه‌ها با مجلس است و در جزو نظامنامهء آن ، خودشان تصريح كرده‌اند اين كار را بدون اطلاع مجلس و شور و مصلحت كرده‌اند و حالا گذشته از آن مبلغ ضرر دچار زحمت هم شده‌اند . در صورتى كه ديدند يك طويلهء كالسكه خانه را پانزده هزار تومان فروخته بودند ، وقتى كه به مجلس گفتند بيست و دو هزار تومان خريدند اين كار را محرمانه كردند . حضرت و الا مىفرمود صدراعظم مىگفت سپهسالار كرده . قوام الدوله گفت من هم امضاء نكردم . آن‌وقت صدراعظم گفت خير خودش مهر كرده . گفت شما گفتيد . جواب داد بله من هم مهر كردم ، اما سپهسالار كرده و حالا هم حمايت دارد . پس چطور حالا مىگويند اعلان مجلس بكند و هركس علاوه مىدهد داده خواهد شد . براى چيست . اما مجلس اعلان نكرد و نوشت صورت قرارنامه روانه شود و مرقوم شود اگر ممكن است برگردد . البته اعلان شده و محققا خيلى علاوه مىدهند . اعلان قرارنامهء چرم‌سازى هم نوشته شد . بردند چاپ و منتشر نمايند . چند كاغذ هم رسيد كه ما به شرايط سهل‌تر قبول داريم . سپهسالار براى اين‌كه معطل نباشد اين راههاى دخل بىضرر را پيدا مىكند و به آن زبان كه دارد زود انجام مىدهد . بعلاوه خودش دخل كلى كرده جزئى هم به ديگران مىدهد . اين تاجرباشى هم قراباغى و اهل وطن اوست . حضرت و الا مىگفت كمال همراهى را داشت و متصل مىگفت تاجرباشى مسلمان است به شاه بندگى دارد . خدمت مىكند . مرخص كنيد من او را با مؤيد السلطنه صلح بدهم تا مرافعهء كمپانى هم بر طرف شود . يك عمل به اين بزرگى را محرمانه صورت مىدهند . آن‌وقت امتيازنامهء يك فرسنگ راه مشهدسر را به اينجا رجوع مىكنند و ما ده روز صحبت مىداريم و مرافعه مىكنيم . يا امتياز چرم كه اسباب عداوت حشمت الدوله با ما شده و مؤيد السلطنه قهر كرده واقعا جمعى سفيه و ديوانه هستيم . اما تلگرافخانه . سيم از ميانه به بالا بواسطهء بارندگى ديشب پاره شده و تا عصر مرمت نشده . خواستند سيم انگليس را بگيرند گفتند ممكن نيست كار زياد داريم . سد مذاكره با تبريز بود .