تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2397

مساهمون:

ص٢٣٩٧
صدر السلطنه . گفت دم عمارت سپهسالار يك كف از آب باغ شاه مىخورم تا آنجا هستم و آن آب تحليل نرفته مثل رستم داستان جرأت دارم . بيرون كه آمدم درشكه يا اسب تا شهر هضم مىكند و مجددا جبون و ترسو مىشوم . مسلم است چه‌قدر اين صحبت اسباب خنده مىشود . ملا اسد الله امروز نزديك من بود . مىگفت سيد احمد و حاجى آقا على اكبر به شيخ گفته‌اند ملا اسد الله عربى گفت ، شعر خواند ، مثل آورد . حالا مجتهد شده مىخواهد اجتهاد كند . شيخ گفته بود او خيلى غرّه است اما خيرخواه است . باز نمىدانم چه صحبتى شد ملا اسد الله گفت نزد يكى از مجتهدين اصفهان شخصى را بردند گفت خدا شاهد من است ، پيغمبر ( ص ) شاهد من است . يكى از مردهء آن ملا گفت يك شاهدى بيار كه آقا او را بشناسد . خيلى خنده كردند .

فقيه التجار

سيد جعفر اسم ملا اسد اللّه را فقيه التجار گذاشته . اصفهانى است و مضمون‌گو . يكى از تجار مجلس مردى است پيرمرد ، مىگفت پيشخدمت مجلس به من مىگفت هروقت دندان عاريه‌اش را توى آفتابه‌لگن مىشويد من دلم هم مىخورد . من گفتم وقتى كه دندانش را بيرون مىآورد اگر دل تو هم مىخورد ، من در نياورده دلم هم مىخورد . خيلى ناقلا و متلك‌گو است .

راپرت براى شاه

دوشنبه 14 ربيع الاول - ديروز عصر راپرت را باغ شاه بردم . اعليحضرت اندرون تشريف برده بودند و گفتند بيرون تشريف نمىآورند . حضرت و الا عريضه‌اى به خط خودشان عرض [ كرده ] و جوف راپرت گذاشته بودند . شرحى بر خيرخواهى اعضاء مجلس و اين‌كه پريروز همه از ترتيب آن مجلس گله‌مند بودند و مىخواستند در مصالح مملكتى شور و گفتگوئى شود نه امور دينى و مذهبى كه آن اشخاص را همراه بياورند . در خاتمه عرض كرده بودند اين مجلس را مطابق نظامنامهء خود اعليحضرت برقرار و اعضاء آن را منتخب فرموده‌اند . اما نظامنامه به خودى خود كار نمىكند ، بايد رجوع از طرف اعليحضرت بشود . اگر رجوع خدمتى هم مىشود اشخاص غير متناسبى را همراه مىآورند كه در حضور آنها نمىبايست اسرار و مطالب مملكتى ذكر شود .