وضع مملكت
گفتند صدراعظم مىگفت شهر منظم است بلكه بهتر از ايام ناصر الدين شاه . اين چه امنيت است ، دو ماه است بازار بسته ، تمام در شورش . خود صدراعظم در خانهاش اسم شب مىدهد . كسى راحت نيست . مىگويند پنجاه هزار قشون زير اسلحه داريم . اين قشون كجا است . عماد السلطنه گفت فوج افشار كه در آنجا سرباز بده هستيم يك فوج از آن پنجاه هزار قشون است . دو سال مشهد بوده مواجب نگرفته ، دو سال محل آنها را عميد الملك و امجد الدوله ندادهاند . نه ماه است طهران خدمت مىكند به همه جهت نفرى پنج هزار دادهاند . اين قشون كجا كار مىكند . كدام جنگ مىرود . آنوقت صحبت باز از احكام قرآن شد . گفتند ممكن نيست بعضى آن اجرا شود ، بىجهت خود را گول نزنيد . اگر هزار مسلمان را براى سرقتى دست ببريد وقتى كه ارمنى سرقت كند نمىتوانيد . فرنگى بكند نمىتوانيد . گفتند ممكن است . جواب دادند در مملكت عثمانى كه مسلمان هستند هيچ دست مسلم را نمىبرند . قانون بايد طورى باشد كه بواسطهء مراودهء ديگران اجرا شود . باز مباحثه زياد شد . گفتند ممكن مىشود در صورتى كه زور داشته باشيد . در صدر اسلام زور و غلبه با اسلام بود حالا نيست ، و الّا در انگليس قانون خود را اگر هم به كلى بر خلاف قانون فرانسه يا روس باشد هم در حق تبعهء او بواسطهء آن قوه و قدرت جارى مىكنند ، همينطور در روس به تبعهء انگليس . پس يا بايد قوه و قدرت مثل آنها پيدا كرد يا مسكوت عنه گذاشت بعضى از مواد قانون شريعتى را تا موقع آن برسد . گفتند اصل اين صحبت با فرمايش حجج اسلام پريروز مجلس ما و بىميلى وزرا زيادى است . پس چه بايد كرد . امر است بنشينيد صحبتهاى ديگر بكنيد ، چاى خوب ، قليان صحيح بخوريد و بكشيد . ناهار اعلى ميل كنيد برويد منزل .
نجس كردن اسم مشروطه
خيلى مزه داشت . در راپرت يكى دو جا اسم مشروطه نوشته بودند . همه گفتند لازم نيست . صدر السلطنه به مؤتمن الملك نگاه كرد كه زير دست او نشسته بود . گفت سبحان الله اين اسم مقدس را ما چطور نجس كرديم كه احدى رغبت نمىكند به زبان بياورد . باز در ضمن صحبت مىگفت من در شهر خيلى مىترسم چنان كه در ايوان عمارت خودم در اين فصل بهار نمىنشينم شايد از آن پائين يكى گذشت ( آنوقت چوب خود را مثل تفنگ قراول رفته ) ميل كرد مرا هدف گلوله قرار بدهد . اما وقتى كه باغ شاه مىروم در نهايت جرأت و جلادت مىشوم ( مقصودش اين بود از اين صحبتها آنجا نمىشود و از آشوب و اغتشاش صحبتى نيست ) . آنوقت پرسيدند چطور آقاى