تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2400

مساهمون:

ص٢٤٠٠
ايلات گرفته شود مثل حال امروز ما بود . بختيارى را ممكن است با ايل ديگر مضمحل كرد اما آن‌وقت همان ايل كار بختيارى را جلو گرفته و عصيان مىكند . چون به سر نايب السلطنه آمده بود و مىدانست اين تدبير را كرد كه اوضاع كمك ايلات از بين برود و مملكت بواسطهء نظام مرتب و منظم شود .

خراسان

صحبت خراسان شد . اعدل الدوله مىگفت حاجى ميرزا حبيب الله خودش خيلى معتبرتر و با علم‌تر از آخوند ملا كاظم است ، چنانچه در آن شورش چهار ماه قبل پسر آخوند را خواست و گفت آخوند پيش تو شخصى است اما نه پيش من . آن‌وقت كه من در نجف بودم او طلبه‌اى بيش نبود . . . جناب ميرزاى شيرازى پس از آن واقعه به سامره رفت . آخوند خواست برود حاجى ميرزا حبيب الله و سايرين گفتند او بيايد ما نمىآئيم . اين بود حكم كرد نيايد . اين آخوند را مشروطه‌طلبهاى بىدين ، آنها كه خيالات فاسد و عقايد خلاف دارند معتبرش كرده‌اند و الّا برويد نجف . خواهيد ديد كه يك نفر مقلد ندارد . اعدل الدوله گفت نزد ملا على اكبر مجتهد در تربت كاغذى به خط آخوند ديدم كه نوشته بود از هرجا آدم مطمئن‌تر است مأيوس‌تر است . خراسانى در احكام من با وجودى كه همهء ايران همراهى دارد تمرد مىكند . من از واقعهء خراسان پرسيدم . گفت تركها و قفقازيها پس از آن‌كه انجمن را داير كردند قايم‌مقام آستانهء مقدسه و حاجى معاون التجار دو نفر رئيس و مقتداى شهر مشهد را گرفتند و در انجمن زنجير كردند و انواع صدمه را به آنها زدند ، حتى آلت معاون التجار را با نخ قند بسته بودند . يك شبانه روز اينها حبس بودند . دو بمب هم در خانهء عبد الله خان قزاق انداخته‌اند . صبح ديگر كه هر دو را براى قضاى حاجت برده بودند به دو نفر از نوكرهاى خود گفتند اين است حال ما . اهل آستانه و سادات رضوى به حمايت قايم‌مقام كه رئيس آنهاست ، ساير اهل شهر و بعضى الواط كه تبعهء معاون التجار مىباشند مقارن ظهر با اسلحه حمله به انجمن آورده از آن طرف زنها را تحريك كردند . جماعتى جمع شدند انجمن را خراب ، دو نفر از قفقازيها را هلاك [ و ] چند نفر را زخمى و هر دو محبوس را رها كردند . تمام قفقازيها پناه به قنسولخانهء روس بردند . آن‌وقت تمام محترمين شهر مشهد و خراسان كه بودند جمع شده تلگرافى مستقيما به پطرزبورق و امپراطور روس كردند كه قفقازى چه از مملكت ما مىخواهد ، ما شاه را مىخواهيم ، مملكت ما مىخواهد مشروطه باشد مىخواهد مستبد ، به عمل آنها ربطى ندارد . يا مانع حركات آنها بشويد يا اين دفعه تمام آنها را خواهيم كشت ، مسئوليت نداريم . جواب هم از امپراطور مىرسد كه قنسول روس مانع