حرف صدر السلطنه
آنوقت گفته شد پس آقاى صدر السلطنه شما بفرمائيد . گفت حالا كه لاعلاجم مىگويم ، اما باز نه آنطور كه بايد بگويم . تا گفت « امر هم شورى » كه پريروز در تخت مرمر گفته شد صحيح نيست و اكثريت آرا مخالف شرع است اينطور نفرمودهاند ، صداى آقايان بلند شد و مجلس مدرسه شد . نيم ساعت فرياد كردند آيه و حديث خواندند . اكثر هم لا يعقلون ، اكثر هم لا يشعرون گفتند ، جمعى ميانه را گرفته .
صدر السلطنه گفت حالا كار نداريم به آنكه يا ضمير مغايب است يا مخاطب . ما مسلمان هستيم شهادتين خود را خوانده و در عوض سايرين هم خواند . بنا كرد به نطق كردن . اول از اغتشاش ولايات بعد از خود طهران . خيلى خوب حرف زد . اما در وسط صحبت صدراعظم مغلطه كرده گفت علاج چيست چه بايد كرد . آنوقت صدر السلطنه ساكت شده گفت بىموقع حرف زده شد ، من ديگر نمىگويم . حتى سوء ادب كرده گفت وقتى كه در وسط يك نهر آب پالان الاغى بيندازند آب صاف گواراى آن بند مىآيد . من ديگر نمىتوانم مرتجلا بگويم .
صدراعظم مجالى پيدا كرده گفت خيلى خوب سايرين بگويند . اينجا همه گفتند حرفهاى ما همان مطالبى است كه صدر السلطنه گفت و آقاى سعد الدوله پرگرام ما اين است جواب بدهيد . جواب نداشتند بدهند . فقط صدراعظم گفت در اواسط عهد ناصر الدين شاه هم طهران به اين امنيت نبوده . كمى خنده كردند . . . « 1 »
سعد الدوله و صدر السلطنه
سعد الدوله گفت در تمام ممالك روى زمين از اين قبيل مجالس فايدهها و نتايج كلى بردهاند . اما برعكس در ايران از روزى كه ناصر الدين شاه شروع به آن كرد تا مجلس شوراى ملى و اين مجلس تمام بىفايده [ بوده ] و نتيجه برعكس بخشيده ، براى اينكه احدى خاطر جمع نبوده وقتى كه خارج مىشود از جان و مال ايمن باشد .
صدر السلطنه گفت شما از كار خودتان راضى هستيد . گفت خير براى اينكه الان مشير الدوله با من صحبت طلب خود را مىكرد و مرا در معرض عتاب و خطاب آورده بود . سه سال تمام ادارهء وزارت خارجه مواجب نگرفتهاند . صدر السلطنه به سمت قوام الدوله رو كرده گفت شما چطور جناب وزير ماليه . او جواب داد من راضى هستم .
گفت پس چرا مردم از شما راضى نيستند .
هامش
( 1 ) - نقطهچين در اصل است .