زيرا سه چهار روز قبل در باب آمدن تنكابونيها حضرت و الا فرمودند گفتند دروغ است .
آنوقت گفتم جناب صدر السلطنه شما حضور داشتيد چه گفتند . صدر السلطنه مختصرى از تفصيل آن روز كه شرح داده شده است بيان كرد . باز صحبت زياد شد . نتيجهء آن مجلس را پرسيدند . آقاى عماد السلطنه گفت نتيجه اين شد : صدراعظم گفت ولايات منظم [ است ] و ما پنجاه هزار قشون منظم زير اسلحه داريم . آقا ميرزا طاهر هم كه فرمودهاند لنگش كن . صدر السلطنه گفت راست است . من نمىدانستم بسيار نتيجهء خوبى گرفتند . شعاع الدين ميرزا گفت خود شاه در دستخط مرقوم فرمودهاند دو سال است مملكت نظم ندارد ، صدراعظم مىگويد منظم است . آخر قرار شد عريضه نوشته شود و حضرت و الا فرمودند امين دربار نوشت . چند نفرى برخاسته رفتند .
عريضه
مضمون عريضه اين بود : ولايات شلوغ است ، در طهران مردم آسايش ندارند ، خواب راحت كسى نمىكند . براى اصلاح و راه علاج وزرا را خواستيم گفتند در مجلس عالى مذاكرات مىشود . از مذاكرات مجلس پريروز نتيجه دست نداد . عاجزانه استدعا مىشود امر و مقرر شود وزرا بيايند بلكه در اين مجلس راه علاجى به دست بيايد .
عريضهء اول خوب نشده بود حضرت و الا تصحيح فرمودند . قرار شد غروب روانه كنند و حضرت و الا به توسط عماد السلطنه روانه كند . ديگر متفرقه زياد صحبت شد .
عميد الدوله و نظم الدوله و بعضى كه نزديك من بودند اعتقاد داشتند كابينه را شاه عزل كند شايد بهتر شود . ديدم باراى آن روز ما توافق دارد .
شبنامهها
با شعاع الدين ميرزا ديدن شاهزاده ركن الدوله رفتيم . خانهاش در ارگ است ، همان خانههاى قديم مرحوم ركن الدوله . آنجا شبنامهء مفصلى ديدم . نقشهء طهران را كشيده كه قشون ملى « 1 » حمله آوردهاند . ذيل آن تفصيلاتى نوشته بود . يك شبنامهء ديگر هم ديدم اسكلت مرده كشيده بود آنوقت تلقين ميتى نوشته بود ، خيلىخيلى بامزه . مقصود اسكلت تهرانيها و آن تلقين براى اهالى آن بود .
خبر آوردند صنيع الدوله ، مخبر الملك و مخبر السلطان با يك نفر ديگر سفارت انگليس متحصن شدهاند . ركن الدوله تعجب زياد كرد . دختر صنيع الدوله عروس ركن الدوله است . از شبنامهها هم وحشت داشت من جوف حبيب گذاشتم . گفتم تازه
هامش
( 1 ) - ظاهرا مراد همان نقشهاى است كه در كتاب « مبارزه با محمد على شاه » چاپ شده است . ( ا . ا . )