تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2379

مساهمون:

ص٢٣٧٩
شب در كوچه به سرش زخم زده بودند مجروح مىشوند . اين جماعت كه داخل خانه شده‌اند تمام مسلح و تمام سر و صورت خود را بسته بودند . آنچه از قول اعتماد مىگويند و مشروطه‌ها يقين دارند اين اشخاص صنيع حضرت و مشديهاى ميدان بودند كه به حكم يا اشارهء دولتيان مرتكب اين عمل شده [ اند ] كه اسباب جبن و هراس و پراكندگى حضرات بشوند . آنچه دولتيان مىگويند مشروطه‌ها ميرزا مصطفى را جاسوس و حامى دولت مىدانستند و محض آنكه برادر آقا ميرزا مرتضى بود نتوانستند بگويند نيايد و نباشد . شب به سر وقت او رفته اين مستبد مشروطه‌نما را از زحمت زندگانى آسوده‌اش كردند . سركار شعاع الدين ميرزا مىگفت سپهسالار كاغذى به خط ميرزا مصطفى نشان داده و در دست دارد كه نوشته است مقاصد انشاء الله انجام خواهد گرفت . اما اگر بو ببرند مرا خواهند كشت . حالا قول ديگرى است كه شايد صحيح‌تر باشد . چهار هزار تومان پول از پولهائى كه چند سال است از خزانهء غيب مىرسد در خانه و نزد آقا ميرزا مصطفى بوده . خود نوكرها شب مرتكب اين امر مىشوند . چنانچه سه چهار نفر از نوكرهاى آنها مفقود الاثر مىباشند و اگر به غير آنها از طرف دولتيان يا ملتيان اين كار شده چرا شيخ غلامحسين مظلوم و آن مهمان بيچاره تلف شده [ اند ] زيرا غرض و دشمنى با ميرزا مصطفى بود هم او را كشته بودند ، نه ديگران را . ختم مفصلى در سر مقبرهء شاه شهيد از طرف اعليحضرت گذاشتند و روزى هشتاد خوانچه طعام با ساير چيزها داده شد . فعلا اين دو طايفه مشروطه و مستبده چه در شهر چه در جاهاى ديگر وحشت كرده شبها خواب راحت نمىكنند . خوشا به حال آن كسانى كه از اين دو جرگه خارج هستند .

مجلس چيست ؟

شنبه پنجم - هفتم درجهء حمل - صبح حضرت و الا فرمودند از مجلس عريضه بايد به شاه عرض كرد ، هروقت من عنوان كردم كمك كنيد . قدرى كتابچه خواندند . ديدم حضرت و الا فراموش كردند . به عميد الدوله مطلب را گفتم . خيلى پسنديد و رفت خدمت حضرت و الا يادآور شد . با مشير الدوله و مدير الدوله مشورت كردند و قرار شد صدر السلطنه در آن خصوص از زبان حضرت و الا نطقى كند . بسيار خوب اداى مطلب را كرد و مجلس پريروز را تشريح درستى نمود . در آخر هم گفت از آن بايد ترسيد كه به خاكپاى مبارك طور ديگر عرض نمايند . راى مجلس چيست بايد عريضه به شاه عرض كرد يا خير . معلوم است بعضى راضى نيستند . زيرا بر ضد سپهسالار و صدراعظم است . آن‌وقت گفتند البته به شاه عرض كردند و ممكن نيست عرض نكنند . من گفتم نمىگويند