تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2381

مساهمون:

ص٢٣٨١
تشريف آورده‌ايد . گفت در مشهد از همه‌جا شب‌نامه زيادتر بود . غروب منزل آمدم .

فوت مادر ملك‌آرا

دوشنبه هفتم ربيع الاول - شب يكشنبه گذشته والدهء ملك‌آرا خود و مردم را آسوده كرد به جوار رحمت حق پيوست . ديروز را مشغول نعش‌كشى بوديم . به قم روانه شد . هفتاد سال داشت . به يك اندازه هم مكنت دارد . كمى دماغ ملك‌آرا چرب خواهد شد . فقط دو دختر دارد . امروز در مسجد حاجى رجب على كه نزديك خانهء خود آن مرحومه است ختم گذاشته بودند . مقارن ناهار شاهزاده مؤيد الدوله حسب الامر قدر قدر آمده ختم را برچيد . من نزديك عميد الدوله بودم .

شيخ شيپور

شيخ شيپور آمد نزد ما نشست . آدم خوبى است . نيك نفس ، خير و مقدس است . حالا مسخره هم هست باشد . در عالم خودش تالى ندارد . همه‌جا و نزد همه‌كس راه دارد . شجرهء انساب تمام مردم محسوب مىشود .

باز هم دربارهء قتل ميرزا مصطفى

اول از قتل آقا ميرزا مصطفى بيچاره جويا شديم . گفت نزديك بود من هم كشته شوم . زيرا تا ساعت سه آنجا بودم ، بعد شهر آمدم . مىگفت هشت نفر بودند . چهار نفر مقتول شدند چهار نفر زخمى و اين چهار نفر طورى مخفى شدند كه به چنگ نيامدند . ميرزا مصطفى گفت چهار گلوله خورده بود . آن شيخ غلامحسين مظلوم شش تا . به قدرى از اينها خون رفته بود كه يك نمد بزرگ خيس شده بود . گفتم تفنگ آنها چه بود . گفت تمام گلوله‌ها از سيستم پنج تير بود . هر چهار نفر را در ايوانچهء نزديك كفش‌دارى زنانه نزديك مقبرهء اعتضاد السلطنه دفن كردند . باز مىگفت اينها سى نفر بودند در دولت‌آباد . شام شب را « فرنى » خورده بودند . گفتند از مشديهاى طهران بودند . شاگردهاى مدرسهء آلمانى ديروز با بيرق سياه و معلمين فرنگى و ايرانى براى تعزيت رفتند . چون دبير همايون مدير يا معلم يك اطاق آن مدرسه بود .

نجم‌آباديها

مىگفت شيخ باقر برادر مرحوم آقا شيخ هادى نجم‌آبادى امام مسجد صدراعظم حاليه با جناب حاجى ملا آقا بزرگ پيشنماز چهل‌ستون مسجد جامع هم آنجا هستند . اين دو نفر هم از آقايان خوب طهران و محل توجه خلق از حيث قدس و تقوى و نماز جماعت
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2381 | قهرمان ميرزا عين السلطنه