تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2382

مساهمون:

ص٢٣٨٢
هستند . نزد اينها رفتم گفتم شما كه در اين مدت نه داخل انجمن بوديد و نه كارى به كار احدى داريد براى چه آمديد . گفتند مىبينيم خيلى قتل مىشود و در تمام مملكت آشوب است ، مسلمين تلف مىشوند ، مىخواهيم بلكه اين كشتار از ميان مسلمين بر طرف شود . رفتم نزد ديگران مثل افجه‌اى و سيد على آقا . آنها گفتند ما به حكم حجج اسلام عتبات آمده‌ايم تا دفع ظالم بكنيم . هركس هم از اين مقدسين طهران مانده‌اند براى همه مكتوب و شب‌نامه مىدهند كه برويد و الّا كشته مىشويد . ديروز شيخ محمد رضا امام اين مسجد حاجى رجبعلى با يك وحشتى آمد نماز ميت كرد كه لازم بود براى خودش [ و ] چند نفرى نماز وحشت به جا بياورند . گفتند صنيع الدوله و برادرش مخبر الملك با آن دو نفر از ترس جان به سفارت رفته‌اند و گفته‌اند به مشروطه‌طلبى شهرت تام تمامى داريم شايد ما را هم شب كشتند . براى حفظ جان آمديم .

وضع دورهء ناصرى

برويم سر اجتهادات . در عهد ناصر الدين شاه مردم در رفاه بودند . كارها و مشاغل هم ارث كسى چندان نبود ، متصل « عوض دگش » مىشد . مواجب هم مىرسيد . در حقيقت سلاطين ما تعظيم و تكريم و كرنشها را به قيمت گزاف خريدارى مىكردند . هيچ‌كس هم جرأت اين سخنان را نداشت . غالب هم نديده و نمىدانستند . او مىبايست اين غفلت را غنيمت شمرده مملكت را قانونى كند .

وضع دورهء مظفرى

در عهد مظفر الدين شاه مشاغل كلية ارث نوكرهاى تبريزى او شد و انحصار پيدا كرد . اين خواص مأيوس شدند به عوام ياد دادند . كردند آنچه بايد بكنند . مشروطه شد ، ديدند خيلى بد شد باز خواص جلو گرفتند . اين بود از ده نفر مشروطه هشت نفر مستبد شد . دو نفر باقى مانده هم گفتند اين مشروطه خوب نيست . شاه مستقل شد گفتند كارها درست مىشود ، به جهت آن‌كه از كم و كيف مسبوق شده مىدانند عيب را فهميده مقننه مىكنند و آخرش لاعلاج مشروطه مىشود . آقايان صد درجه بدتر كردند . اين است حالا از ده نفر مستبد دو نفر مانده كه آن دو نفر هم مىگويند اين وضع خوب نيست .

عهد محمد على شاهى

در حقيقت از ناصر الدين شاه واهمه داشتند . كسى جرأت نمىكرد تقاضائى كند . از مظفر الدين شاه كسى توقع نداشت . از اين شاه هم درخواست كردند ، هم متوقع هستند ،
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2382 | قهرمان ميرزا عين السلطنه