نايب السلطنه رفته ناهار هم بمانند و اين مطالب را بطور سخت بگويند ، بلكه انشاء الله تعالى اثر و فايده ببخشد و خدمتى لله بدون منت و بدون استحضار كسى شده باشد . زيرا آنوقت كه مشروطه بود و با همه دعوا مىكرديم باز از غيرت خودمان بود . امروز هم اگر چيزى مىگوئيم باز براى حفظ مملكت است نه براى كسى . حضرت و الا هم قبول كردند كه همه را بگويند ، حتى اگر لازم شد تمام مفاسد را نوشته و بدهد كه به نظر شاه برساند .
فهرست كارهاى غلط
يكىيكى را من فهرست كرده كه حضرت و الا از روى آن مفصل صحبت بدارند . عين فهرست به همان اختصار درج مىشود . تمام اين غوغا و مرافعهء اين ايام براى يك عدالتخانهء منظم برخاست و بعد از همه تفاصيل درب آن عدالتخانه غير منظم هم بسته شد .
درين نه ماه
در اين نه ماه بهجاى آنكه شاه تمام قوانين مشروطيت را كه همان عدالت باشد بدون مجلس و آن هياهو و هرجومرج جارى فرمايند چند فقره كار خوب هم كه از ايام قديم و سلاطين سلف باقى بود متروك داشتند . بهجاى آنكه حفظ ظاهر كرده كسانى را كه عموم دشمن داشتند مصدر وزارت و شغلى نفرمايند سعد الدوله را هم علاوه كردند و مشير الدوله را عزل فرمودند . پس از آنكه كارى هم از دست آنها جز اغتشاش ولايات برنخاست باز هم عزل و اخراج نكردند . در صورتىكه فوايد قشون به حس و عيان معلوم شد نظمى ندادند . يك فوج مرتب و يك دسته سوار منظم براى حفظ خودشان هم تدارك ننمودند و شصت هفتاد سردار و سالار درست كردند . مجلسى براى اسكات مردم و نظارت وزارتخانهها به ميل و انتخاب خودشان ترتيب دادند . از چهل پنجاه راپرت يك دانه را نخواندند . حالا هم كه عرض كرديم از صدراعظم مؤاخذه نكردند و وزرا اعتنا ندارند . صد عريضه از اهل مملكت آمد جواب ندادند ، حتى يكى را خودم به شما دادم جوابش نرسيد و اهميت نگذاشتيد .
حكام ولايات
حكام ولايات را به اعلى درجه بد انتخاب كرديد و هيچ ملاحظه نكرديد كه مردم بيشتر از ظلم اين حكام ستوه آمدند . بهجاى حاكمهاى خوب كه بعضى جاها بود مثل خراسان و ركن الدوله ، كسى را فرستاديد كه از اينجا خارج نشده مردم شورش كردند .
بهجاى آنكه در اين نه ماهه تحبيب قلوب كنيد و همه اختيارات با خودتان بود اصلاح كنيد به بغض و عداوت مردم افزوديد . دشمن امروز شما بيشتر از ايام مشروطه است .