نمونهء بىاعتدالى : وضع شهرها - مالياتها
مالياتى كه از ما دريافت مىكنند تمامش بىاعتدالى است . يك ده خراب است دويست تومان مىدهد . يك ده آباد هيچ نمىدهد . همدان و قزوين هريك چهار فوج سرباز و عدهء زيادى سوار و توپچى مىدهد . رشت ، يزد ، كاشان يك نفر نوكر به دولت نمىدهد . در همانجا از يك قريه پنجاه سرباز مىگيرند ، از قريهء ديگر كه مالك پرزورى دارد يك نفر مىگيرند . پينهدوز طهران ماليات دارد . عطار سر كوچه ماليات دارد ، اما تمام مغازههاى گبر و يهود ، ارمنى ، فرنگى ماليات و عوارض نمىدهند . سيصد دواخانهء معظم يك دينار ماليات نمىدهد .
شاهزاده ظل السلطان سالى دوازده هزار تومان مقررى دارد ، سه سالهء آن را سى و شش هزار تومان نقد مىدهند . من پانصد تومان مقررى دارم سه سال است نگرفتهام .
يك حاكم ظلم مىكند مال ديوان را مىخورد التفات مىكنند . يكى خدمت مىكند سياست مىكنند . يك وقت يك نفر دزد را بهجاى دست سر مىبرند . يك وقت قاتل را منصب مىدهند ، حمايل [ و ] نشان مىدهند ، مواجب مىدهند . از دهات كه ده يك مىدهند سواى سرباز ، سوار ، توپچى ، خدمتانهء مأمور ، سيورسات حاكم ، ماليات نقد [ و ] جنس علاوه مىدهد . از صراف و كمپانيها كه فقط از مرابحهء تنخواه صد بيست و چهار دستكم منافع مىبرند دينارى ماليات گرفته نمىشود . بوشهرى و سيستانى ماليات مىدهد . اينها به عوض قيمت چراغ شهر طهران مىدهند .
تفاوت مواجبها
اجزاء ادارهء گمرك ، پستخانه ، تلگرافخانه ماه به ماه مقررى خود را نقدا دريافت مىكنند اما اجزاء وزارت عدليه ، داخله و ساير وزارتخانهها هيچ مواجب ندارند .
مواجب مردم نمىرسد . مستوفى تومانى دويست دينار را اول نقد دريافت مىكند . شاه به سرباز مواجب نمىدهد ، اما او بايد مزدورى و فعلگى كرده تقديم صاحبمنصب را بدهد . به تفنگدارها ماهى بيست و پنج تومان نقد مىدهند اما به هرچه سوار ايران دارد سالى هفت تومان بايد بدهند .
نمىدانم كدام را بنويسم . تا آخر روزنامه اگر نوشته شود باز باقى است . اينها را يكى يكى رفع كنند اگر يك نفر از وضيع و شريف اين مملكت مشروطه خواست بر من لعنت نمايد . از همهء اينها كه نوشتم شلوغتر عمل شرعيات ما است كه من نمىدانم كدام يك را بنويسم كه دو ثلث شكوهء مردم بواسطهء ظلم و بىاعتدالى حكام شرع است . اگر اينها مواجب نمىدهند يا تعدى مىكنند آنها يك مرتبه تمام دارائى مردم را ضبط مىكنند يا