طيب خاطر و رضا دادند . تومانى دو هزار هم از ماليات گرفته و قبض داده است . فعلا هم نهايت امنيت را دارد . ديگر نه آدمى كشته شد و نه اينطور مصادره و تعدى كردند . جمعى گفتند براى اين است كه از تركها و قفقازيها داخل ندارند . خان بختيارى هم هرچه باشد نجيب و اصيلزاده است . فقير و گدا و نانجيب نيست كه مثل آنها سلوك كند . هرچه باشد ايرانى است و آنها ملت خارج هستند و به اين اسم براى پركردن جيب و بغل خود آمدهاند .
شريعتمدار رشتى
آنوقت گفتند شيخ على فومنى را كشتهاند . قولى هم مىگويند دروغ است .
شريعتمدار گيلان پانزده هزار تومان مصادره شده . در « كميتهء جنگ » روزى كه جعبهء كاغذجات سردار افخم را باز مىكردند چند مكتوب از شريعتمدار ديده شده كه در بعضى آنها سعايت از اشخاص چندى شده و دستورالعمل داده كه بايد جرم گرفت [ و ] تنبيه كرد . پس از قرائت آن اوراق كميتهء جنگ رأى به قتل شريعتمدار مىدهد . سپهدار كه در ايام حكومتهاى گيلان خود دوستى با شريعتمدار داشته توسط مىكند و مىگويد قتل او را به چيز ديگر تبديل كنيد و خوب است خون خود را بخرد . آنوقت رأى مىدهند كه شصت هزار تومان ديگر بدهد و تبعيد شود . فورا جمعى رفته حكم را اجرا مىكنند . به هر نحو بوده تنخواه گرفته خودش را به تنكابن روانه مىكنند كه حبس باشد . همينطور متصل مشغول اسبابچينى و اخذ وجوهات هستند . معلوم نيست اگر ملت مىخواهد جنگ كند اين پولها را براى چه دريافت مىكنند . زيرا جنگ براى حريت و آزادى را كه جبرا نمىكنند و كسى پول نمىخواهد .
قتل شيخ على زرگر
شيخ على زرگر محقق است مقتول شده . تجار مىگفتند در لاهيجان بوده . جمعى را فرستادهاند دستگيرش كرده آنوقت ميان سفيدرود انداختهاند و جمعا شليك تفنگ مىكنند و كشته مىشود . در خارج شنيدم در شهر رشت بوده ، نزد على جان منتصر الدوله مىرود . وقتى كه برخاسته برود مىگويد هركس مرا دوست دارد نگذارد شيخ على زنده بيرون رود . جمعى از توى اطاق و حياط به سمت شيخ على شليك مىكنند و هلاك مىشود . از جمعى ديگر شنيدم به سپهدار مىگويند شيخ على بعد از مشروطه كارها كرده و تقليدها درآورده ، الان هم راپرت مىدهد . سپهدار مىگويد شيخ على كسب و دارائى خود را سر مشروطه گذاشت ، مشكل تقصيرى داشته باشد . آنوقت مىروند چند ورقه راپرت مىآورند . مىگويد خودش را حاضر كنيد استنطاق شود ، شايد خط او