تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2330

مساهمون:

ص٢٣٣٠
با آن تفصيل برود يا نه . حقيقة ايران ماندن ندارد و مقدور هركس باشد خوب است چندى برود تا اين كارها يك طرفى شود .

شاه گيلان

سپهدار ابدا جواب كاغذهاى شاهزاده را نداده بود و ذره‌اى اعتنا نكرده است . كار غريبى سپهدار حقيقة كرد . سر پر شورى دارد . هيچ‌وقت بيكار نبوده ، حالا كه شروع به كار عمده‌اى كرده و دست به نغمهء بزرگى زده . در روزنامهء فرانسه شاه گيلان نوشته بود . « گيلانشاهى » هم سابقا داشتيم . خداوند بخير بگذراند . اگر ممكن بود اينها به همديگر كمك برسانند زودتر عمل يك طرفى مىشد . شايد هم سپهدار پس از غارت گيلان به اين خيال هم بيفتد . بيچاره گيلك كه به دست هزار نفر مردم گرسنهء گداى لخت قفقاز و گرجى دچار شده و يك نفر ارمنى رئيس آنجا است . خوب كه پولها را جمع كردند به روسيه خواهند رفت .

زلزلهء بروجرد

در چندى قبل مقارن همان زلزلهء سيسيل و جاهاى ديگر در بروجرد هم زلزلهء شديدى شده بود . چون به خوبى اطلاع نداشتم ذكرى نكردم . امروز مفصلا از مبشر السلطان سرتيپ فوج دوم سيلاخور پرسيدم . گفت در شب سلخ شهر ذى الحجه مقارن اذان صبح در سيلاخور سفلى زلزلهء شديدى شد كه شش دقيقه « 1 » طول كشيد . آنچه محقق است هفتاد و سه قريه را ويران و پنج هزار نفس [ را ] تلف كرد .

خاك مرده پاشيده‌اند

شنبه 13 صفر 1327 - چند روز [ است ] اغلب باران مىآيد و كوه مايهء خوبى گرفته . شكوفه كم و بيش باز شده . بنفشه و نرگس فراوان است ، اما كو دل و دماغ . مثل اين است خاك مرده به اين مردم پاچيده‌اند . حق هم دارند .

اصفهان

مجلس امروز جمعيت كمتر بود . آن وقتها كه آسايش بود در اين سيزدهم مردم تعطيل كرده به باغات و صحرا مىرفتند . كارى نبود يعنى كار خيلى است ربطى به مجلس ندارد . خودمان مىگوئيم خودمان جواب مىدهيم . صحبت شد كه اصفهان از اول به معقوليت و نجابت راه رفت و اين كارها كه در گيلان مىكنند نكرد . فقط مردم شهر يك اعانهء جزئى به
هامش
( 1 ) - نادرست مىنمايد .