تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2327

مساهمون:

ص٢٣٢٧

بليط امان آلمان

مدرسهء آلمانى به تمام شاگردان خود بليت داده و گفته است اگر در شهر انقلابى شد بليتها را بنمائيد هيچ‌كس جرأت صدمهء شما را ندارد . در امان دولت آلمان هستيد . قفقازيها را گفتند بليت مىدهند . هركس اطمينان نداده باشد و داراى بليت نباشد دستگير مىكنند . روى با روى شهر هم همه جا چادر زده و قراول گذاشته‌اند . عبور از دروازه بايد باشد . هركس از جاى ديگر بخواهد برود دستگير مىكنند . بعد از آنكه گمرك داخله برداشته شد بارو و خندق شهر را توجه نكردند از هر طرف راه عبور پيدا كرده و خراب شده است . كم‌كم ما هم داريم مثل شاه سلطان حسين مىكنيم كه مىگفت اصفهان مرا بس است . آخر راضى به همان ارگ تنها شد . آنجا را هم برايش نگذاشتند . آنچه خودم حدس زدم تمام همّ شاه و سايرين به تسخير تبريز مصروف است كه اگر آنجا مسخر شد اينجاها قهرا منظم مىشود ، يا قشون آذربايجانى همه را كافى خواهد بود . مثل اين‌كه اگر تبريز زودتر امن شده بود اين فتنه‌ها برخاسته نمىشد و من در ماه رمضان در اين روزنامه نوشتم آنجا منظم نشد تا اين جاها بر هم خورد و شايد خيريت در آن باشد .

اخبار نجف

آقاى عماد السلطنه اينجا بودند . ديروز هم در مجلس صحبت شد علماى نجف اشرف دو تيره شده‌اند : آخوند ملا محمد كاظم مشروطه شده با جمعى . حاجى سيد كاظم يزدى و جمع ديگر بر ضد او . اما آنچه حقيقت دارد به هر دو مشتبه كرده‌اند . هيچ‌كدام از وضع حاليهء ايران اطلاع كامل ندارند . مرده هريك به ميل و مذاق خود صحبت مىدارند . طرفين را هم محاكمه نكرده كه از گفتگوى آنها مطلب واضح شود . خواستند سيد را خارج كنند به كوفه هم رفت . اما اعراب بدوى آقا را مجددا به نجف آوردند و حاضر جنگ شدند . شب هم در خانهء آخوند را آتش زدند صبح گفتند اعراب كرده‌اند . اما اينها منكر شدند كه كسان آخوند براى اتهام ما اين‌كار را كردند . شريف مكه و جماعت اعراب حجاز هم بر ضد مشروطه برخاسته‌اند و مأمورين دولتى را جواب كرده‌اند .

وضع عثمانى

ليكن در اسلامبول و شهرهاى متمدنهء عثمانى مشروطه در نهايت استحكام است .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2327 | قهرمان ميرزا عين السلطنه