تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2319

مساهمون:

ص٢٣١٩
آسان‌تر قرض گرفته و مال التجاره به قسط بردند .

بانك استقراضى روس

بانك استقراضى روس با سرمايهء بسيار بسيار ناقابل وارد طهران شد . مشهور است جزئى تنخواهى براى تدارك « آفيس » « 1 » خود آورده بود تا من‌بعد پول بخواهد . همان جزئى كفايت كرد كه حالا صاحب اين سرمايهء گزاف گرديد . يعنى تمام را مال التجاره آورده به قيمتهاى گزاف به وعدهء چهل ماه پنجاه ماه داد . كسبه به خيال آن مدت طولانى ، هى بردند و او پول گرفت تا تمام نقدينه جمع شد .

بانك شاهنشاهى

بانك شاهنشاهى تمام طلا را جمع كرد و كاغذ داد . من وقتى كه قزوين بودم هفته‌اى نبود كه هفت بار و پنج بار طلا حمل نكنند . چيزى نخواهد گذشت بواسطهء اغتشاش و قحطى پول تمام ايرانيها پناهندهء روس و انگليس شوند و بدون اين‌كه ذره‌اى تحمل ضرر و قشون‌كشى بكنند ايران را صاحب خواهند شد . مردم يا مقروض هستند يا ملاك . ملاكين براى نگاهدارى املاك خودشان ، مقروضين براى مهلت و طفره از اداى دين ناچار تبعه خواهند شد . تنزيل و قسط قرض دولتى هم به اين ترتيب نخواهد رسيد . از دو طرف مشغول ضبط گرو و رهن خود مىشوند .

مستشار الدوله

بارى چند روز قبل از حاجى افخم الدوله شنيدم كه گفت در اطاق شاه بودم مستشار الدوله وارد شد . شاه به تركى فرمودند بنشين كاغذها را بخوان . بيرون كه آمدم جويا شدم گفتند چندى است آزاد شده و در جزو دفتر مخصوص شاهنشاهى است و اغلب شاه مىفرمايند كاغذ بخواند . معلوم شد همان‌طور كه سابقا نوشتم و امان الله ميرزا و لسان الحكماء گفته بودند بىتقصير بود .

تقىزاده

چون اسم مستشار الدوله به ميان آمد از تقىزاده هم بنويسم . تبريز آمده بود و مشغول بود . سفارت انگليس هم نوشته داد كه به واسطهء اين حركت از امان خارج است . اما او چه كرد ، وقتى كه ديد كارها رونقى ندارد ده هزار تومان از پنجاه هزار تومان پولى كه تازگى تقسيم كرده بود و جمع شده بود به بانك داد و تمسك بانك را در جيب گذاشته با
هامش
( 1 ) -Office .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2319 | قهرمان ميرزا عين السلطنه