گفت اين عريضه بسيار خوب است من هم مهر مىكنم ، شما هم مهر كنيد ، چه كسى از امنيت و عدالت بدش مىآيد ( همان خودش ) . آنوقت به سيد گفتيم تفصيل ديشب و امروز خودت را بگو . تمام آن تفصيل را بيان كرد . صدراعظم و آقا انكار شديد كردند كه ابدا اطلاع نداريم و گمان نمىكنيم به مفاخر الملك ، رئيس التجار و حاجى محمد اسمعيل همچو چيزى فرموده باشند . ممتاز الدوله را خواسته براى شاه پيغام دادند . بعد از مدتى آمد و گفت شاه نماز مىخواند . مجددا رفت . تا مغرب نشستيم نيامد . برخاسته آمديم .
قرار شد صبح همه شرفياب شوند . با تلفن خبر داده بودند و من سياههء كسانى كه حاضر نبودند نوشته به نايب هادى خان خبير دربار داده بودم خبر كند . شهر باز نظامى شد . قزاق و سرباز و ژاندارم گذاشتهاند .
تندروى پارلمنت
همان مشروطه كه به ما دادند ممكن بود صحيح كنند . گفتند تقصير جهال بود ، اما من مىگويم تقصير عقلاى آنها بود . كدام پارلمنت در قدم اول آنقدر تند رفته بود كه آنها رفتند . تمام مردم را از شاه گرفته تا گدا به يك چوب راندند و دست رد به سينهء احدى نگذاشتند . آن وضع مجلس و نطقهاى وكلا ، آن روزنامهنويسان ، آن نطاقين ، آن انجمن بازى ، آن رشوهها ، آن پولها ، غرضها ، مرضها ضايع كرد ، خراب كرد . اسم مشروطه و آن اساس مقدس را بدنام و بدروز عالمش كرد .
آنها كه هى از لوئى شانزدهم گفتند و نوشتند خوب بود يك ملاحظهاى هم به ترتيب پارلمان آنجا مىكردند كه دويست سال با شاه و مردم فرانسه مسالمت و مدارا كرد ، صبر كرد ، حوصله كرد ، ملايمت نمود . اى كاش اينها دو سال حوصله و صبر مىكردند ! حالا باز هم متنبه نشدهاند ، عبرت نگرفتهاند . بلكه براى همان كارها مىخواهند و جمعى منتظرند كه محل سايرين را به دست بياورند و نايب مناب مرده و زندهء آنها بشوند . مثلا شنيدهام جمعى متصل مشق وعظ سيد جمال را مىكنند ، برخى ترتيب نطق ملك را . صدر العلما و آقا سيد محمد هم كه از حالا آيت الله و حجة الله شدهاند . اين يك مشت عاقلى كه هست از عهدهء اين همه نادان چطور برمىآيد . اين جمع در مقابل آن گروه مستهلك و نابود است .
استاتيستيك « 1 » بيسوادى - سواد مؤلف
يك روز در دربار صحبت « استاتستيك » مملكتها بود كه درجهء علم و سواد هر مملكتى به چه اندازه است . فرمانفرما گفت در اين سفر آذربايجان دقت زيادى كردم
هامش
( 1 ) -Statistique- آمار