تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2294

مساهمون:

ص٢٢٩٤
حاضر نمايند و نتيجه گرفته شود . اما اين دو نفر مطرود و مبغوض ملت هستند . مىخواهند به توسط آنها صورت نگرفته باشد . لهذا مرا گفتند خدمت حضرت و الا برسم كارى بكنم به توسط اين مجلس انجام بگيرد . صاف و ساده مىگويم مرحمت شده اما شما كمكى كنيد به توسط مجلس بشود نه بواسطهء آن دو نفر . گفتند اين صحبت جداگانه است . چند نفرى گفتند مشكل است و شايد دروغ گفته باشند . بعد اصرار كردند و قسم خوردند كه حقيقت دارد . آن‌وقت گفته شد به محض آن‌كه شاه اجازه مرحمت كند باز همان آش است و همان كاسه . اگر حالا چند ولايت شلوغ است آن‌وقت يك مرتبه همه‌جا شلوغ مىشود . ضديت و دشمنى هم كه آن‌وقت ظاهرا در ميانه نبود امروز مزيد آن گرديده است .

مشروطهء صحيح

سيد جعفر بنا كرد از ترتيب آن‌وقت تكذيب كردن و ساير تجار هم تصديق كردند . گفتند پس جناب آقا خود شما و سايرين كه الان بيشتر شكايت داريد و از ما زيادتر آه و ناله داريد . آن‌وقت آقا سيد جعفر گفت ما مشروطهء صحيح از شاه مىخواهيم نه آن‌طور . اگر بخواهد آن شكل بدهد ابدا كسى زير بار نمىرود . گفتند ممكن نيست و نمىشود آن ترتيب را فراهم نمود . هزار اسباب لازم دارد كه يكى از آن موجود نيست . گفت ما از شاهنشاه خودمان مىخواهيم و بايد ترتيب بدهد . مسئله خيلى مشكل شد . تا حال مشروطه مىخواستند حالا مشروطه‌اى مىخواهند كه شاه خودش منظم و مرتب كرده به دست آنها بدهد ! از بس اصرار كردند قرار شد حضرت و الا جناب حاج مدير الدوله ( برادر بزرگ مشير السلطنه صدراعظم ) ، شاهزاده مؤيد السلطنه ، معين الدوله ، مؤتمن الملك ، سيد جعفر و آقا اسد الله ارباب بروند باغ شاه و كارى كنند كه به توسط ديگران مرحمت نشود . اگرچه احدى از ما اين مطلب را باور نكرده بوديم . سه ساعت به غروب مانده بود رفتند . چون قرار شده بود صبح جمعا شرفياب آستان مبارك شوند مابقى مانديم تا از باغ شاه با تلفن خبر بدهند . در اين موقع من فرصتى به دست آورده از جناب حاجى سيد رضى كه از اعيان و متمولين گيلان است از قضيهء آنجا جويا شدم . گفت ديروز كاغذ مفصلى براى من آمد مختصر آن را به شما مىگويم .

قضيهء گيلان از زبان حاجى سيد رضى

روز عاشورا دستهء تركها با دستهء گيلانيها به هم خوردند . سيد على اكبر نام ترك كه سابقا نزد رضايفها بود و حالا بيكار كشته مىشود . نسبت قتل را به شاطر حكومتى
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2294 | قهرمان ميرزا عين السلطنه