معلوم شد در آن صفحه كه آبادترين نقاط ايران است هر چهار هزار نفر يك نفر فارسى را مىتواند بخواند . حالا يك نفر با چهار هزار نفر چه كند . در صورتى كه آن يك نفر جاهل است . پر جاى دور نرويم . خود من كه تقريبا نمرهء دوم شاهزادگان ايران هستم خط و سواد فارسى را كامل نمىدانم . افخم الدوله از من بدتر . هرچه مىدانم ناقص است .
مظفر الدين شاه مأمور را با « عين » مىنوشت .
استعفاى ملكآراء
بگذريم از اين مبحث . دو مطلب خندهدار از امروز فراموش نشود . اولى عريضهء استعفاى ملكآرا به حضرت و الا بود . نديم السلطان مىگفت در بين راه مرا ديد و گفت مبادا مجلس به روى كه بمب خواهند انداخت و جانت در معرض تلف است . شاهزاده را نمىدانم كه ترسانده بود كه به شدت واهمه داشت و از ترس مىگفت استعفا كردم .
نزاع دو قراول - نمونهء ترس رجال
دومى ، بعد از آنكه يكى دو نفر هم گفتند ما را تهديد مىكنند و اذهان قدرى مشوش شد دو نفر قراول با هم در باغ نزاعى كردند . صداى آنها باعث يك اغتشاش حواسى شد كه به وصف نمىآمد . تا رفتند و خبر آوردند اغلبى نيمهجان شدند . از اين مطلب گذشته بوديم صداى گريهء شديدى آمد ، يك مرتبه سكوت شد . بعد از آنكه چيزى دستگير نشد لاعلاج يكى را روانه كردند خبر بياورد . مجددا صدا آمد . خيلى دقت كردند گفتند كلاغ است . ديگرى گفت آدم است . خيلى تشتتآرا شد تا پيشخدمت وارد شده گفت گربه بود و با هم دعوا مىكردند . اسباب تفريح كلى شد .
مقتل ايران
يكشنبه 22 محرم . صبح در ركاب حضرت و الا باغ شاه رفتيم ، در اطاق تازهء صدراعظم كه جاى مرطوب كثيف بدى است . شاه بيرون تشريف نياورده بودند .
صدراعظم در همان اطاق كوچك قديمى با ساير وزراى مسئول مشورت داشتند .
هفتهاى سه روز از وقتى كه سعد الدوله وزير خارجه شده است در آنجا جمع [ مىشوند ] و مشورت مىكنند . صدر السلطنه چند روز قبل به آقاى عماد السلطنه مىگفت و با دست اشاره به اطاق مىنمود : مقتل ايران است و سعد الدوله مشغول گول زدن صدراعظم است .