مشاغل بىحد و حساب كشته و مقتول همان شد . نعش سردار هم به دست نيامده تكه تكه كرده و مىگويند مخفى نمودهاند .
اين قفقازيها بلائى شده و به جان ايرانيها افتادهاند . تمام از آن پدرسوختههاى آنجا هستند كه مصدر شرارت شده فرارا به ايران آمدهاند .
حركت سردار مظفر
از طهران سردار مظفر اينانلو با سيصد سوار دو عرابه توپ و يك دسته سرباز ماماقانى امروز عصر رفت . در هيچ نقطه از نقاط دنياى قديم و جديد اين قبيل شهرها بدون ساخلوى منظم و توپخانهء مرتب و اقلا يكى دو قلعهء جنگى ممكن نيست باشد . ما اين شهرهاى عظيم را با « پف » بايد نگاه داريم . آرامى مملكت در اواخر ناصر الدين شاه و سلطنت مظفر الدين شاه كار قشون و سركردگان ايران را به اينجا رسانيد . امروز كه احتياج دارند هيچ نيست . « چون دل لشكر ملك نگاه ندارد . . . » « 1 » تا آخر قصيده وصف الحال امروز مملكت ايران است .
نايب السلطنه قشون را ضايع كرد ، بعد هم سپهسالار گوربهگور طورى خراب و نابود كرد كه مزيدى بر آن منصور نيست . حقيقة مظفر الدين شاه سلطنت كرد . آنچه از مرحوم كيومرث و كيخسرو هم مانده بود به باد داد . در ظرف دوازده سال به قدر دو هزار سال ديگران خرابى كرد . بارى حالا بينوا اقبال الدوله حق داشت كه گريخت و پناه به قنسولخانهء انگليس برد يا نه .
جمعه 20 - صبح بنا بود به اتفاق شعاع الدين ميرزا آقا شيخ فضل الله را ملاقات كنيم و [ بپرسيم ] در باب املاك حاجى مرحوم چه اقدام كرده و چه دستورالعمل مىدهند .
رفتيم حمام رفته بود ، خانهء شعاع الدين ميرزا مانديم .
صبح در خيابان چراغ برق جار زدهاند كه حكم آقايان نجف است ماليان به شاه كسى ندهد . دستخطى هم از آخوند ملا محمد كاظم خراسانى عكس انداختهاند كه ترغيب كرده مردم را به حمايت متحصنين سفارت عثمانى و اقدام به همراهى آنها . گفتند مجددا ژاندارمها را گذاشتند .
سيد عبد الحسين و لار
سواى اغتشاشهاى تبريز و اصفهان ، استراباد و گيلان در لار سيد عبد الحسين كه در ايام مشروطه هم به شهر شيراز با جمعيت و تفنگچى بسيار آمده بود و باعث اغتشاش
هامش
( 1 ) - جاى دنبالهء بيت در متن سفيد مانده است .