تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2287

مساهمون:

ص٢٢٨٧
عمده گفتگو نشد . يعنى فايده ندارد . همه مىدانيم پول لازم است و بىپول [ كارى ] صورت نخواهد گرفت . باز گفتند به چند شرط كه يكى ضمانت روس و انگليس باشد . يكى رهن ماليهء ايران باشد . مىخواهند صد و پنجاه كرور از فرانسه قرض كنند .

فوت دختر فخر الملك

يك ساعت و نيم به غروب مانده منزل آمديم . صبيهء بزرگ فخر الملك همشيرهء بطنى فخر الممالك كه در كردستان بود فوت كرده ، حضرت و الا فرمودند ختم لازم نيست . همان روضه كه مىخوانند از ختم بهتر است . اين دختر بىاندازه چاق بود ، هميشه آبستن مىشد بچه را سقط مىكرد . اين مرتبه بچه در شكم مرد و اسباب هلاكت مادرش هم شد . والدهء شاهزادهء ملك‌آرا سكتهء ناقص كرده . متصل مىگويند امروز تمام مىشود فردا تمام مىشود . صبيهء مرحوم شاهزاده محمد على ميرزاست بقدرى سمن دارد و چاق است كه اگر در طهران دو سه نفر آن‌طور پيدا شود . ده نفر آدم زير تنه‌اش مىروند تا بلند شود . همه را خسته كرده .

سلطانعلى خان وزير دربار

سلطانعلى خان وزير دربار هم سكتهء ناقص كرده ، از يك سمت بدن فالج شده ، مىگويند بهتر است و خوب مىشود . اين برعكس والدهء ملك‌آرا خيلى لاغر است .

كشته شدن سردار افخم در رشت

دو ساعت از شب رفته حاجى افخم الدوله آمد . از باغ شاه آمده . بود مىگفت از روز عاشورا در گيلان نزاع شده ، پريروز سردار افخم و هشت نفر ديگر كشته مىشوند و الان گيلان نهايت اغتشاش و آشوب را دارد . وزراء بودند همه مبهوت و متحير . اما حضور شاه صبح شرفياب شدم از چهره و وضع شاه ابدا چيزى دستگير نمىشد ، يا نمىدانست يا اگر مىدانست خيلى استادى به خرج داده بود . اين‌هم مرافعهء تازه و مصيبتى بالاتر از ساير مصائب . خداوند چيز ديگرى براى اين مملكت خواسته كه ما نمىدانيم .

علاء الدوله - جلال الدوله

ظل السلطان نيامد . مىگويند دولتين روس و انگليس مانع شده‌اند . اغتشاش اصفهان هم خود علتى است . علاء الدوله و جلال الدوله با نهايت اشتياقى كه به آمدن دارند بعضيها محرمانه منع كرده‌اند كه صبر كنيد عماقريب مشروطه مىشود آن‌وقت با جلال و جبروتى برويد . آنها هم حالا كه به زور مشروطه‌خواه دروغى شهرت نموده‌اند البته