است روانه كرديم كسب خبر كند . دو ساعت بعد آمد و مىگفت آقاى صدر العلما ، آقا سيد محمد برادر امام جمعه ( همان كه تا رسيد به طهران مشروطه برهم خورد ) و دويست نفر طلبه و تاجر و فكلى و كسبه آنجا بودند . جماعت زيادى هم براى تماشا و كسب خبر آمده [ بودند ] و مىرفتند . در دو در سفارت هم دو سيد فكلى و دو قزاق ايستاده از مردم دعوت ورود مىكرد [ ند . ]
متعاقب اين خبر گفتند سيد على آقاى يزدى با جمعى حضرت عبد العظيم رفته و پناهنده شدهاند . در سفارت طهران حاجى محمد تقى شاهرودى و حاجى على پسر حاج حبيب مشهور شالفروش مباشر مخارج و ترتيب پذيرائى مردم هستند .
اين حكايت تازهاى است ، اما اگر پاى روس و انگليس داخل باشد و تحريك از طرف آنها باشد اهميت پيدا خواهد كرد ، و الّا عثمانى امروز دولتى نيست كه داخل آدم باشد . به اصطلاح اگر بيلزن است . . . « 1 » مملكت خودش صد مقابل بدتر از حالت حاليهء ايران است چنانچه شرح دادهايم و مزيد آنها اغتشاش حجاز و شورش اعراب است ، بطورى كه فخر الملك نوشته بود مشكل به زيارت مدينهء منوره مشرف شده و از آن راه برويم .
مملكت ما در چنگ روس و انگليس است . ساير دول بيطرف [ اند ] و با ما كارى ندارند و اگر حمايت آن دو دولت باشد كه باطنا همراه بشوند ديگران دخالتى نمىتوانند بكنند .
غروب شعاع الدين ميرزا آمد . صحبت ديگرى جز رفتن سفارت عثمانى نبود . تا دو ساعت از شب رفته اينجا ماند . شب يلدا و اول چلهء بزرگ بود . هندوانه على الرسم بود خورديم . جواهر خانمى هم پيدا شده بود مىخواند و مىزد .
اين حكايت رفتن سفارت من يقين دارم اسباب مىشود كه عميد الملك باز چند روز طفره بزند و مأمورين اهمال كنند .
كارخانهء چرمسازى
شنبه 27 - اول درجهء جدى هوا صبح ابر و سرد بود . باغ شاه همت نكرده برويم . در شهر هم بهتر خبر تحصيل مىشود . اراجيف خيلى گفتند تا عصر شاهزاده ملكآرا و عميد الدوله از مجلس شورا آمدند . هيچ اين مذاكره در آنجا نشده بود . فقط قرارنامهء كارخانهء چرمسازى كه حاجى باقر تاجر به شركت حشمت الدوله مىخواهد بياورد قرائت كرده بودند . مىفرمودند سه دفعه است قراءت مىشود . بقدرى مداقه و دقت
هامش
( 1 ) - نقطهچين در اصل است .