تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2243

مساهمون:

ص٢٢٤٣
شده كه ابدا مورد ايراد واقع نخواهد شد و بهتر از اين امتياز نامچه تا امروز داده نشده و حتى كسانى كه با حشمت الدوله همراهى تام و تمام داشتند و عضو اعظم مجلس بودند مجاب شدند . صدر السلطنه گفت هيچ همچو ملاحظاتى در ساير امتيازنامه‌ها نشده . عماد السلطنه جواب داد چه وقت آن امتيازنامه‌ها رجوع به مجلس و مردم مىشد . يك نفر صدراعظم در اطاق هفتم به صحه رسانيد كه مبلغى دخل كنند و همه شاهدند چه مفاسد از آنها برخاست . يكى عمل بانك است ، يكى عمل راه قزوين و عربستان كه به شرّ همهء آنها ايرانيها در مانده‌اند . اما امروز شاه فرموده رسيدگى و دقت شود . حق ما است آنچه صلاح و صرفهء دولت و ملت است منظور داريم . ميل دارند قبول كنند ندارند مجبور نمىباشند . مىگفتند شاه هم اعتضاد السلطنه را ( پسر بزرگ شاه از صيغه ) رئيس مجلس كرده و تشريف خواهند آورد .

وضع سياسى شهر

خبر دادند اطراف سفارت را ژاندارم احاطه كرده احدى را نمىگذارند خارج و داخل شوند . آنچه هم چادر ، ديگ و اسباب مىبردند گرفته به اداره برده‌اند . عميد الدوله گفت من كه به خانهء خودم مىروم . شما هم آمده تماشا كنيم و بدانيم چه خبر است . من و افخم الدوله و محمد حسين ميرزا همراه شديم . توى بازار خطيب الممالك كه نزد ظهير الاسلام است ملاقات شد . سؤال كرديم چه شده . گفت اهميت ندارد به زودى اصلاح مىشود . الان هم جمعى خانهء امام جمعه بودند و گفتگو مىكردند . پرسيديم مىگويند آقا سيد جمال افجه‌اى هم حضرت عبد العظيم رفته و آقا سيد ابو طالب زنجانى سفارت است . گفت هر دو در خانهء خود هستند . فقط صدر العلما و آقا سيد محمد و دو پسر مرحوم حاجى ملا على كنى در سفارت [ اند ] . سيد على آقا حضرت عبد العظيم است .

حاجى محمد تقى بنكدار

حاجى محمد تقى بنكدار تازه مرخص شده بود كه اين هنگامه برپا شد . فورا با كوچ و بنه به قم رفت كه ديگر طاقت حبس و زجر ندارم . ميرزا داود ، ميرزا سليمان خان و بعضى ديگر هم مرخص شده‌اند . از خطيب گذشته ميدان جلوى شمس العماره بهمن ميرزا قزاق‌باشى خودمان ملاقات شد . صدا كرديم و پرسيديم . گفت دويست نفر در سفارت هستند و از ظهر حكم شده ژاندارم تمام راههاى سمت سفارت را گرفته كسى نمىگذارد برود . آنچه هم مىبرند تصاحب كردند . ( توپ‌گير خوبى هم دارد ، ما هم حاضريم . )