تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2245

مساهمون:

ص٢٢٤٥
آن خيلى وقت لازم دارد . فعلا اين اغتشاش اگرچه مختصر است در ساير جاها ابهتى پيدا خواهد كرد و باعث بىنظمى كلى مىشود ، نه از حيث مشروطيت بلكه اشرار و الواط و قطاع الطريق اسباب صدمه و زحمت مىشوند . و الّا در تمام ايران پنجاه هزار نفر آگاه به قانون جديد نيست . اينجا كه مركز و كرسى مملكت است پس از چهل ساعت عدهء علماى متحصن آن دو نفر و سايرين دويست نفر است . الحمد لله همه هم مىدانيم براى چه مىروند . اين صدر العلماء آه نداشت . با ما از ايام پدرش دوست است . برادرش وكيل شد . خود آقا در ظرف دو سال صاحب همه چيز شد . پول مىخواهد نه نظم و عدالت . و الّا از روز اول كه عدالت جارى شود دكان آقا جمع [ مىشود ] و براى نان شب محتاج .

يا فرنگى يا ايرانى

راحتى و آسودگى از ايران گريخته هر روز يك آشوبى است . صبر و حوصلهء روس و انگليس هم تمام نمىشود يك مرتبه ما را آسوده كنند به خدا قسم راحت‌تر مىشويم . در ممالك ارپ تا زمانى كه خواستند با كشيشها و روحانيين امورات دنيوى خود را مرتب و منظم كنند كارى صورت نگرفت . پس از آنكه قيد آخرت را زدند و دين را همان رسمى و پلتيكى قرار دادند و كشيشها را مضمحل و نابود كردند . . . در مجلس نشسته از كد ناپليون و قانون بلژيك صحبت كنيم و اصرار داشته باشيم هر دو را مطابق شرع كنيم امرى است محال . يا فرنگى بايد شد و به همان قانون رفتار كرد يا مسلمان و به عادت قديم ، يا دنيا يا آخرت ، يا فرنگى يا ايرانى ، شق ثالث ندارد . هركس جز اين خيال كند غلط است . اما آنچه گفتند و نوشتند توريه و دروغ بود . به خدا قسم آن روزى كه مردم از طرف شاه مطمئن مىشدند اين لامذهبها يك نفر ملا ، سيد ، آخوند ، تاجر ، كاسب كه بوى مسلمانى بدهد باقى نمىگذاشتند و آن‌وقت البته امر معاش و دنياى آنها مرتب مىشد . اما با وجود بودن آنها و اسلام اين قوانين مخالف شرع جارى نخواهد شد مگر شاه به زور استبداد جارى كند . آن‌هم اگرچه مخالف شرع است اما بىصداتر ممكن بود كه براى شاه هم زورى و قوتى نمانده و ناچار است از علماء به يك اندازه تملق كند كه پادشاهى خودش و اسم اسلام از ميان نرود . اين كار را ناصر الدين شاه مىتوانست بكند كه نكرد كه هم قوانين جارى شود هم لامذهبها مخل كار نشوند ، هم علما به جاى خود باشند . چنانچه چهل سال « بيع شرط » را نسخ كرد ظاهرا علما لزوم نوشتند امّا باطنا حكام جارى نكرده و هيچ مرافعه نشد . اما در اين عهد براى خواستن يك عدالت‌خانه نادانى و لجاج و غرض طرفين كار را به اين‌جا رسانيده كه از ايران همان اسمى باقى است .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2245 | قهرمان ميرزا عين السلطنه