توپ ساخت خياط
يك مطلب تازه كه از دهان مشير السلطنه شنيده بودند اين است . يك ارابه توپ از مجلس بيرون آوردهاند . اما معلوم نشده مال ذخيره بوده و مثل تفنگها ميرزا سليمان خان داده يا از فرنگ آوردهاند . يا اينجا ريختهاند . بعد معلوم شد خياطى است كه توپ مسلسلى ريخته و به اعتقاد خود نهايت امتياز را دارد . در توپخانه امتحان كردند چيز پوچى بود . به مجلس برده بود كه وكلا امتحان كرده پول بدهند بريزد و تاكنون آنجا باقى مانده . خدا رحم كرد زود شروع به آن كار نكردند . راهها را هم قزاق گرفته و صبح زود بود و الا خيلى از مسلمانها كشته مىشدند .
پلكنيك لياخف اعلانى كرده و تكليفاتى براى اهل شهر معلوم نموده كه ذكر آن باعث طول كلام است . تقىزاده ، سيد جمال ، مدير مساوات و تمدن و چند نفر ديگر از مشروطهطلبها سفارت انگليس هستند . اما سفارت اطمينانى به آنها نداده دور نيست تسليم كند .
عين الدوله فرمانفرماى آذربايجان
يك مسئلهء عمده را ننوشتيم . عين الدوله فرمانفرماى آذربايجان شد . به مشهد آمد اصرار داشت از راه طهران برود . حكم شد از شاهرود به استراباد از آنجا به آستارا و اردبيل و تبريز برود . سواى تبريز تمام شهرهاى آذربايجان روزى كه تلگراف شاه رسيده چراغان كردهاند . قم ، كاشان و يزد هم چراغانى كردهاند .
در عراق به محض انتشار خبر تابلوى انجمن را آورده به حكومت دادهاند . حالا اين وقايع را اگر ديگران مثل همان روزنامهنويسهاى ما به اشكال ديگر در تاريخ و روزنامههاى خود ذكر كنند به ذوق و انصاف و دانش خواننده واگذار مىكنم . من مقصودى ندارم . روزنامههاى چاپى آنها كه مملو از دروغ است حاضر است . آنها مغرضاند . مهدى گاوكش لوطى آدمكش را يوزباشى مهدى خان متمدن مىنويسند .
تف و لعنت به مشروطهطلبان
« تمدن » مىنويسد سيد محمد كه اعلان راست يا دروغ را به ديوار نصب نكرده نوزده سال حبس با زنجير كافر مطلق خطاب مىكنند ، آخوند رستمآبادى اول زاهد ايران را ملا رستم آخوندآبادى مىكند . مقتداى آنها ملك جهنمى ، سردار آنها امير اعظم ، نويسندهء آنها ميرزا جهانگير ، وكيل آنها بحر العلوم كرمانى و تقىزاده ، عدالت آنها كشتن پنج مسلمان با تازيانه براى يك مجوس ، آن هم روز آخر عمر آنها كه عدالتخانهء مملكتى