تعداد قزاقهاى كشته شده
آنچه مىگويند از قزاق صد و سى نفر كشته شد ، از سرباز و سوار ديگر شصت هفتاد نفر ، اما از طرف آنها خيلىخيلى كمتر زيرا همه در سنگر بودند و براى همه آنها راه فرار را باز گذاشته بودند . مثلا در زنانهء مسجد را مخصوصا قزاق نگذاشته بودند . در رو به شمال بهارستان باز بود . آن انجمنها هم هريك راه فرار داشتند . نعش قزاقها را قزاقخانه برده به آقايان ارائه دادند . اما نعش مردم ديگر را قزاق در مسجد برده و محافظت كرد شب با گارى حمل كردند . يك نفرى از اجزاء نظميه گفته بود سيزده گارى حمل شد ، اما هر گارى از ده دوازده بيشتر جنازه نداشت .
اسباب طلاب مسجد را هم غارت كرده بودند . من از بهمن ميرزا و جمعى ديگر شنيدم كه به قدر يكصد عكس عباس افندى ( بهاء ) از حجرات با بطرى و شيشههاى زياد مملو از مسكرات درآمد . مخصوصا بهمن مىگفت عرقها با خلال نارنج اختهشدهء اعلا بود . از مجلس هم مقدار زيادى كنياك و ساير مسكرات بيرون آمده كه بيشتر اهل شهر ديده بودند . چون خانهء عضد السلطنه هم آنجا بود و از غارت اسباب او تار و تنبك و كمانچه داخل غارت مجلس شده و به اسم مجلس شهرت كرده است مردم بسيار مذمت مىكنند .
سه شاهزادهء تربيت شده
ديروز را خانهء لسان الحكماء رفتيم و امان الله ميرزا و اسد الله ميرزا كه وكلاى شاهزادگان بودند تشريف آوردند . خيلى شكرگزارى از سلامتى آنها كرديم . معلوم شد همه مستعد حركت به سمت مجلس بودند كه شليك توپ شده بود و نرفته بودند . اين سه شاهزاده تربيت شده و به اعلم هستند . امان الله ميرزا كه سالها در قزاقخانه [ بود ] و آخر رئيس « اتاماژر » بود همه از ترتيب مجلس و مردم شكايت داشتند و گفتند به كلى ما مسلوب - الاختيار بوديم و اگر شاه مجلس را به هم نزده بود وكلا برهم مىزدند ، يعنى ديگر نمىرفتند . تمام كارها از صبح تا غروب قرائت لوايح انجمنها و اصغاى فرمايشات آنها بود .
انشاى عز الدوله
مقارن ظهر حضرت و الا تشريف آوردند . از شميران باغ شاه رفته بودند . شاه خيلى اظهار التفات كرده بودند و از عريضهء حضرت و الا كه از شمران نوشته بودند بىاندازه اظهار امتنان . حضرت و الا هرقدر در محاوره كند است در نوشتن استاد [ ست ] يعنى امروز كسى نيست كه مثل حضرت و الا چيز بنويسد . اگر رقعهجات حضرت و الا را