شيخ على
حكايت شيخ على خودش تئاترى است و چندين ورق را بايد سياه كرد . آن روز من و تمام نوكرها از دست صحبت و تقليد او از بس خنديده بوديم دلمان درد گرفته بود . با وجودى كه صبح خواب نكرده بودم خوابم نبرد . گاهى مشروطه شد گاه مستبد . گاهى گريه كرد ، گاهى خنده . تقليد همه را هم درآورد . بالاتر از همه رفتن خراسان او بود كه دو ماه و بيست پنج روزه تا آنجا رفته و كارها كرده بود . اما قسم خورد باغ شاه نرفتهام و حالا از هر دو جا بازماندهام . امير بهادر دو هزار تومان به من داد نگرفتم . آخر هم آن روز از مسجد و مجلس مرا بيرون كردند . گداى ارمنى شدهام .
اما امروز رفتيم دربخانه . خبير همايون هم بود . يك قاپى « 1 » تجير هم امروز علاوه شده بود كه فاصلهء اين دو تجير و قاپيها دربار و محل جلوس وزير اعظم شده بود . شاه دو ساعت و نيم از دسته گذشته بيرون آمد . قبل از وزراء شرفياب شديم احوالپرسى كرد [ ند . ] بعد از شهر جويا شدند . همه از آسايش و راحتى و امنيت تشكر كردند .
فرمودند مقصود من تمام آسايش مردم است . از قاجاريه كه آنجا بودند اظهار امتنان كردند و فرمودند بايد سوار آنها را پادار كرد مشغول خدمت باشند . بعد وزراء آمدند . كار ما تمام شده بود تعظيم كرده بيرون آمديم .
تبريز
آنچه شنيده شد تبريز به كلى امنيت حاصل كرده و يك محلهء آن را كه مأمن اشرار بوده به كلى كوبيدهاند . امروز تلگراف عفو عمومى مخابره شد .
در سفارت انگليس - چرچيل
آنها [ را ] كه در سفارت انگليس بودند اين چند روزه به ملايمت شاه خواسته بود طفره زده بودند . اين بود سفارت ايران در لندن با وزارت خارجهء انگليس گفتگو كرده بود حالا از آنجا تلگرافى آمد شاه به همان كاغذى كه سفراى طهران دادهاند اطمينان داشته ديروز با چرچيل نايب سفارت انگليس بسيار درشت صحبت فرمودهاند . حتى حكم [ كردهاند ] كسانى [ را ] كه آنجا هستند دستگير كنند . و اين مطلب ديروز در شهر شهرت كاملى كرد . معلوم نيست آنها از سفارت كجا رفتهاند . چند نفرى گفتند تقىزاده ، سيد جمال و مدير مساوات را باغ شاه بردند ، مابقى معفو شدند . اين چرچيل برادر يا پسر عموى چرچيل سابق است كه با عرب صاحب روس و سركيس افندى عثمانى بيمزگيها و
هامش
( 1 ) - قاپى - قاپو - تركى به معنى درب ورود .