بخواهند به صورت اختصار درآورده كه تلگراف كنند هرقدر دقت نمايند از آن مختصرتر و جامعتر نمىشود . تعريف من زيادى است . هركس در اين عهد هست و ديده مىداند كه شاهزاده اعجاز مىكند . مكرر مىفرمايند شاه شهيد اگر تشويقى كرده بود از قايممقام بهتر انشاء مىكردم . چندين دستخط شاه شهيد هم هست كه در صدر عريضهء حضرت و الا نوشته كه تمام تمجيد و توصيف از انشاء اوست .
مستشار الدوله
آقاى عماد السلطنه هم از دربخانه آمدند . اخبارات صحيحه : مرخصى شيخ الرئيس با مبلغى انعام كه يك جهنمى برود . مرخصى مستشار الدوله يعنى نقل و تحويل او از چادر و زنجير باغ به خرگاه امير جنگ . اين مستشار الدوله را ما مثل همه اهل دربار مفسد و مغرض تصور مىكرديم اما آن روز آن سه شاهزاده بقدرى از صلحطلبى و حسننيت و شاهپرستى و وطندوستى ، علم و كمالات او تعريف كردند كه حد و حصر نداشت و من كه به قول حضرات معتقدم از ديروز مستشار الدوله را از اين حركات و آن اعتقادى كه دربارهء او داشتم مبرى و منزه مىدانم . اگر خدا خواست و به شرف ملاقات او نايل شدم اظهار امتنان كرده و معذرت از خيال باطنى خود خواهم خواست .
سيد يعقوب - ظهير السلطان
گرفتارى سيد يعقوب شيرازى با يك جعبه بمب و اسباب و ادوات ساختن آن . اظهار ظهير السلطان بر اينكه در خانهء ظهير الدوله دو جعبه بمب موجود است . رفتن قزاق براى تفتيش و ممانعت آنها و انداختن يك بمب و قتل دو قزاق كه همان اسباب غارت آنجا شد و آخر هم دو جعبه بمب را پيدا كردند يكى شش عدد ديگرى هشت عدد بمب داشته .
انتصابات جديد
اشتهارات ديگر : حكومت نير الدوله به خراسان ، آصف الدوله شيراز ، سردار افخم ( زياد بن ابيه ) گيلان ، صاحب اختيار كرمان و از همه بهتر تمجيد سلطان پسر كوچك مجد الدوله وكيل مجلس كه در ظرف اين مدت يك دفعه آن هم چهار كلمه حرف زده بود به جاى مثل فخر الملكى حاكم زنجان . جناب مشير السلطنه صدراعظم شدند . دستخط ايشان قرائت شد . وعدهء مرحمتى هم دربارهء ما شاه كرده است اما باور نمىكنم . باز حكايت سابق است .
عصر مجددا حضرت و الا باغ شاه رفتند كه از آنجا تجريش بروند . ما امسال مشكل است شمران برويم .