تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2116

مساهمون:

ص٢١١٦
سمت شهر به سلامتى بروند . مرا هم اگر مرخص كنند خيلى ميل دارم بيايم . ( باغ شمران مشير السلطنه جنب باغ حضرت والاست . )

تسليم مفسدين

معلوم شد ديشب در ساعت دو باز صنيع الدوله و مشير الدوله مجلس رفته بودند . « كمسيون اصلاح » حضرات را جواب كرده و نپذيرفته است . عصر ديروز هم دستخط شاه را برده بودند مىخواندند تا جائى كه مرقوم شده بود اگر مفسدين را تسليم نكنيد به قوهء قهريه خودمان خواهيم گرفت . مستشار الدوله وكيل آذربايجان دستخط را گرفته وسط اطاق كمسيون پرت مىكند . آقا سيد عبد الله هم مضحكه كرده . امين الملك كه حامل دستخط بوده با افتضاح خارج مىشود . ديروز باز از بيست و پنج انجمن عريضه به شاه و مجلس عرض مىشود كه راضى نيستيم اين مفسدين باشند . مجلس گرفته تسليم شاه كند . رؤساى اصناف هم اردو رفته مىگويند نمىگذارند دكاكين را باز كنيم .

دستور پلكنيك

امروز يك ساعت قبل از دسته يك دسته سوار قزاق با نايب پلكنيك دم مجلس رفته ، سوار ايستاده نايب پلكنيك مجلس مىرود و مىگويد حكم شاه است هشت نفر مفسد را بدهيد و اين جمعيت متفرق شده وكلا مشغول مذاكره باشند . جواب درستى نمىدهند . بيرون آمده كه سوار شود ، از مسجد به سمت اين دسته قزاق شليك مىكنند . چهار قزاق و چهار اسب با پسر قاسم آقاى ميرپنج كه صاحب‌منصب اين دسته بوده يك مرتبه به زمين مىافتند . باز نايب پلكنيك مىگويد ما براى جنگ نيامده بوديم . با وجودى كه از ما كشتيد باز مىگويم مردم را متفرق كنيد . در جواب شليك مجددى مىشود كه سه نفر كشته مىشود . باز نايب پلكنيك مىگويد دفعهء سيم است مردم برويد . اين دفعه يك عدد بمب مىاندازند كه جمعى كشته مىشوند . قزاق حركت مىكند كه برود نزد پلكنيك آن‌وقت وسط خيابان از انجمن مظفرى و آذربايجان و مسجد و مجلس به سمت آنها شليك پىدرپى مىشود كه جمع كثيرى از آدم و اسب كشته مىشود . آن‌وقت پلكنيك حكم شليك توپ مىدهد و چهار تير باروطى بىگلوله خالى مىكنند . از سنگرها صدا بلند مىشود كه پنبه‌اى بود و قزاق فرار كرد و نمىزند . اين باعث تجرى حضرات شد . از سنگرها شليك مىكنند . قزاق و سرباز عقب مىنشينند . مجددا از سه سمت كه يكى جلوى خانهء ظل السلطان باشد . ديگرى خيابان دروازه شميران قرب پارك امين الدوله ، يكى هم جلوى سرچشمه ميدان گاهى پست قراول‌خانه هست شليك توپ مىشود ، اما بيشتر همان باروت خالى . هرقدر از اين طرف ملايمت مىشود بر تجرى حضرات