تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2113

مساهمون:

ص٢١١٣
كه ديشب سيد جمال و ملك و مدير مساوات و صور و چند نفر ديگر پيغام دادند كه اين پدرسگها پس از آنكه ما را به اين كارها واداشتند ديشب بعد از رفتن وزرا رأى داده‌اند كه ما را بيرون كنند . يقين است گرفتار و دستگير مىشويم . امشب به ما پناهى داده در منزل شما مخفى شويم . من با كمال اكراه قبول كردم . مجددا پيغام حضرات رسيد كه نمىآئيم اما شما براى ما شامى به مسجد روانه كنيد . من فوز عظيمى دانسته شام روانه كردم . صبح كه به احوال‌پرسى فرستادم هيچ كدام نبودند .

شيخ الرئيس

معتمد قاجار جارچىباشى آمد . تفصيلى از ملاقات با شيخ الرئيس گفت كه پول خواسته بود تا حرف بى جا نزند ، اما شرط كرده بود از فردا كه شنبه پريروز باشد فحش ندهد . همان شنبه صد هزار ناسزا گفته بود . لهذا معتمد قاجار جرأت نكرده بود كه به شاه بگويد . خبر آوردند كه « انجمن آذربايجان » نمدهاى زياد با كيسه‌هاى پر از پهن آب‌زده روى پشت‌بام بردند و سنگربندى مىكنند . معلوم شد ترك مراوده از طرفين شده . مجمع به مجلس و اين انجمنها نزديك است . يك نفر فرستاديم از مجلس و مسجد خبر بياورد .

ولى خان و شيخ

در اين بين صداى بسيارى بلند شد . يك نفر از قاجاريه آمد و گفت ولى خان خانهء شيخ رفته و آنچه كردم بيايد نيامد . ديگرى آمد كه نزاع شد . عباسقلى ميرزا را فرستاديم . معتضد السلطنه فورا برخاست كه بايد رفت . اينجا نزديك لانهء زنبورها است . همه حكايت آن روز بلواى ميدان و فرار شاهزاده را مىدانستند كه مرا هم شريك خود كرده بود . بناى تمسخر از حضرت و الا شد . او اعتنا نكرد رفت . خواست از در مجمع بيرون برود ديد كه در كوچه جنجال است فورا مراجعت كرد . خندهء زياد كردند و آنچه شوخى خواستند كردند . معتضد آرام نمىگرفت . خواست از آن در آن روزى بيرون برود بدبختانه پشت در را مسدود كرده بودند . باز خندهء مجددى شد . لاعلاج نشست و ورد زبان خود كرده بود كه شما عقل نداريد ، شعور نداريد . در صورتى كه بيست دقيقه قبل مىگفت شاه مرا روانه كند دست تمام مفسدين را گرفته از مسجد خارج مىكنم . . . « 1 » عباسقلى ميرزا آمد گفت ولى خان از پشت‌بام صدا زده مردم را امر به سكوت مىكند . آن‌وقت مىگويد اى مردم شاه مشروطه‌خواه است و عادل ، اما اين شيخ تا كى
هامش
( 1 ) - نقطه‌چين در اصل است .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2113 | قهرمان ميرزا عين السلطنه