بارى هرقدر باغ سايهء خوب و آب روان اعلى دارد بيرون آفتاب [ است ] بدون قطعهاى سايه . پدر درشكهچى و جلودارها درمىآيد . زودتر منزل آمديم .
انجمن قدس محمودى
ديروز در « انجمن قدس محمودى » كه مشير السلطنه و بعضى اعيان و شاهزادگان ترتيب داده [ اند ] و در خانهء مشير السلطنه منعقد مىشود آقاى عماد السلطنه تفصيل روضهء شيخ ملعون را فرموده بودند ، به اكثريت آراء شيخ را از عضويت خلع كرده و پيغام دادند ديگر حاضر نشود .
بعد از خواب خانهء فخر الملك براى كار همدم خانم رفتم . عضد الملك در بيرونهاست و كسى را به خود راه نمىدهد . كاغذ كسى را هم نمىخواند . شيخ سيف الدين را به ميان انداختهاند . الحق اين شيخ به كلى بر خلاف آن شيخ است و حقيقة آدم به اين نازنينى و جامعى ديده نشده است .
از خانهء فخر الملك كه به خانهء شيخ مىرفتم راه از دم مسجد و مجلس است . جمعيت زياد بود اما بىحربه و اسلحه . نطق و خواندن لايحه هم موقوف است . آن تفصيلات سنگربندى و اسم شب و آن حركاتى [ را ] كه در « سه تفنگدار » قرائت شده و آن دفعه در قضيهء ميدان فكليها معمول داشته بودند متروك داشتهاند . فقط به حالت تظلم و تحصن اصناف آنجا رفته و مىگويند اگر شاه مشروطه است چرا عمل نمىكنند ، اگر نيست بدانيم . در هر دو صورت اطمينان بدهند دكاكين را باز كنيم . اما دروغ مىگويند . مجلس تا امروز سر صلح نداشته تمام « اشتلم » است و اين تدبير سكوت و مظلوميت كه دستورالعمل دادهاند به عقيدهء من يك عاقبت وخيمى دارد . ان اشتلم وكلا ، اين سكوت مردم بىخدعه و تزوير نيست .
صنيع الدوله - نقض قانون
شيخ محمد على تاجر خرازى فروش [ را ] كه از قديم با خانوادهء ما معامله دارد ملاقات كردم ، پرسيدم شيخ چه خبر است . گفت ملاحظه مىكنيد . گفتم از طرف شاه از ديروز و امروز كسى آمده گفت بلى . ديروز آن صنيع الدولهء مستبد . . . آمد . گفتم سبحان الله صنيع الدوله مستبد شد ! گفت از اول بود ، ما نمىدانستيم . فهميدم كه بايد حرف حقى زده باشد ، زيرا به محض آنكه از دو لب آدم يك كلمهء حقى بيرون بيايد فورا نزد اين جماعت مستبد و كافر مىشود . گفتم خوب حرف شما چهچيز است . گمان كرد من الان فرمايش جناب شيخ را به شاه عرض مىكنم . جواب داد . ما مىگوئيم نقض قانون اساسى شده .
من گفتم قانون اساسى شما كه از قرآن بالاتر نيست ، هزار و سيصد سال است نقض