حرف صنيع الدوله دربارهء روزنامهها
يك روز نزد صنيع الدوله كه حالا مستبد شده بودم مىگفت ديشب روزنامهء تازهء آوردند و اين روزنامه مثل علفهاى هرزهاى مىماند كه در اول بهار مىرويد و بعد از چندى به خودى خود مىخشكد . باز لوئى شانزدهم را نوشته بود . اى بر پدر لوئى لعنت ، اى گور پدر فرانسه . اى لعنت به هرچه لوئى است . صنيع الدوله بلند حرف مىزدند ، صدايش تا توى باغ مىرفت .
مقالهء صور اسرافيل
در روزنامه « صور » اول قشون را تحريك به نافرمانى مىكند كه خود اين مطلب خلاف قانون مطبوعات است ، بعد در « چرندپرند » چيزها نوشته . منجمله شاه اول همه باغ شاه را فتح كرده بعد مهرآباد را فتح خواهد كرد . يواشيواش از بوشهر قايق كوچكى راه انداخته ، از تبريز هم دسته سوارى . يك روز صبح ادوارد هفتم پادشاه انگليس و نيكلاى دوم امپراطور روس از خواب بلند مىشوند كه سى نفر سوار كشيك خانه با شمشيرهاى كشيده بالاى سر آنها حاضرند .
مجد الاسلام و سه روزنامه
بارى هر اساس مقدس و آيين منزهى كه به دست ايرانيان افتد آن را خراب و مفتضح مىكنند . اين مشروطه و مجلس درست كردنشان ، اين روزنامهنويسى آنها . روزنامه در هر مملكتى باعث آبادى و آگاهى شد در ايران باعث خرابى و ويرانى . مملكت ما را اين روزنامهها ضايع و خراب كرد ، مثلا مجد الاسلام كرمانى يك طلبهاى است كه عربى و فارسى مىداند . از روى انصاف بايد در ادارهء يك روزنامه مستخدم باشد كه بعضى ستونهاى متعلق به مضحكه و ادبيت را گاهى بنويسد . حالا او سه روزنامه را مىخواهد اداره كند و مدير سه اداره باشد . حالت اين روزنامهها معلوم است چه خواهد بود . يك نفر هم نويسنده ، هم مدير ، هم مترجم ، منشى ، فراش . . . « 1 »
خودكشى مهدى گاوكش
در روزنامهء مجلس كه بالاترين روزنامههاست شرحى نوشته بود كه يوزباشى مهدى مشهور به مهدى گاوكش از جوانهاى غيور مشروطهخواه وطنپرست براى آنكه چند نفر او را شماتت كردند كه اساس مشروطه برهم خورد طاقت نياورده ترياك خورده و هلاك
هامش
( 1 ) - نقطهچين در اصل است .