تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2111

مساهمون:

ص٢١١١
شد . اين مختصر را به قدر يك صفحه آب‌وتاب داده بود . در صورتى كه اين مهدى گاوكش چنانچه از اسمش پيداست يكى از آن مشديها و الواطهاى عودلاجان است كه صد مرتبه بيشتر چوب خورده حبس شده ، مهار شده و تمام اهل طهران او را كاملا مىشناسد . مخارج او را برادرش على خدايار كه آدم كاسب آرامى است مىداد و بيچاره متصل دچار الواطى او بود . چند شب قبل مهدى گاوكش مطرب مىآورد و مهمانى مىكند . آخر شب نزد برادرش فرستاده مطالبهء تنخواه مىكند . على فحش مىدهد كه در اين بىپولى و اين مرافعه باز تو دست از الواطى برنمىدارى . اين مسئله به رگ غيرت مهدى خورده مىخواهد خود را با طپانچه بكشد نمىگذارند . روز بعد ترياك خورده خود و مردم را آسوده مىكند . روزنامه‌هاى ما سرتاپا دروغ يا فحش يا اخبار بىثمر بىفايده است .

كو برادرانت !

ميرزا سليمان خان در اردو حبس است . مىگويند گذشته از شيطنتها تفنگ زياد از ذخيرهء دولت به « انجمن برادران » و جاهاى ديگر داده . امير جنگ گفتند از نزديك چادر او مىگذشته به مشار اليه گفته است ميرزا سليمان خان كو برادرانت .

كسادى شميران

دوشنبه 22 - اول درجهء سرطان . از گرماى امروز معلوم بود كه حقيقة اول تابستان است . حضرت و الا در تهيهء رفتن شمرانند . تكليف ما معلوم نيست . عمارات بالا پاك خراب است . اگر برويم با آن همه وسعت مكان خانه بايد كرايه كنيم . شمرانيها امسال بازارشان كساد است و به‌قدرى اوقات آنها تلخ است كه شيخ حيدر مىگفت دو مرتبه نوشتند بيائيد هيچ جواب ندادند .

تلگراف ظل السلطان

عريضه‌جات تلگرافى [ را ] كه از ولايات براى شاه آمده و از آن جمله تلگراف ظل السلطان دربارهء جلال الدوله است ، چاپ [ كرده ] و همه‌جا چسبانيده بودند . از صبح سر اين اعلان دعوا بود . تا غروب مشروطه‌طلبها پاره مىكردند . مردم ديگر يا به قول آنها مستبد يا بيطرف نزاع مىكردند . چندين كلاه و عمامه و فكل و قبا و عبا سر اين اعلان پاره شد . دور نيست اعلان ديگرى يا از طرف مجلس يا از طرف شاه اگر بشود كار به تير و تفنگ و نزاع كلى بكشد . از حيدرى و نعمتى عهد صفويه و پرتستان و كاتوليك فرنگستان امروز مملكت ما بدتر شده .