تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2097

مساهمون:

ص٢٠٩٧

حرف تقىزاده

يك ساعت طول نكشيد تقىزاده آمده گفت مردم برويد . بعد آقا سيد عبد الله آمد . من ديدم مردم رو به فرار گذاشته فحش مىدهند و مىدوند . من هم جزو آنها بيرون آمده ديگر از مطالب مسبوق نشدم . پشت‌سر هم نوكرها از متفرق شدن مردم گفتند ، اما هر يك به اختلاف . خانهء عميد الدوله نزديك مجلس است آنجا رفتم نبود . معلوم شد خانهء بهاء الدوله است . حاجى افخم آنجا رفت من خانهء همشيره‌ها رفته قدرى از اخبارات داده آنها را خاطرجمع كردم كه اتفاقى انشاء الله نخواهد افتاد ، از آنجا منزل بهاء الدوله . شاهزاده مؤيد السلطنه هم بود . جمعى ديگر هم بودند . حاق واقع اين‌طور معلوم شد :

دستخط تازه شاه

عضد الدوله از مسجد به مجلس مىرود و حامل دستخط اتمام‌حجت شاه بوده . شاه دستخط فرموده بودند آن سه نفر كه مراجعت داده نخواهند شد ، چند نفر ديگر هم بايد دستگير شوند . اين جمعيت را متفرق كنيد و اگر تا سه ساعت به غروب مانده متفرق نشوند آن حكمى كه صادر نشده صادر خواهد شد . اين دستخط جواب هم ندارد . وكلا پس از مختصر مذاكره ، رئيس مجلس و تقىزاده را به مسجد روانه مىدارند . مىگويند ما وكلا در اصلاح كارها مشغول مذاكرات هستيم . بودن جمعيت در مسجد فايده ندارد ، بلكه مخل اصلاح است متفرق شويد . اگر وجود شما لازم شد مجددا خبر مىكنيم . بعضيها مىروند ، برخى سماجت مىكنند . اين بود [ آقا سيد عبد الله ] را روانه مىكنند . بيشتر مردم تابلوها را برداشته مىروند . اما جمعى به آقا سخت مىگويند ، حتى فحش مىدهند . يكى هم تفنگ مىكشد كه نمىگذارند . آقا با كمال خفت مىرود . [ با ] رفتن آقا يك مرتبه جمعيت از مسجد خارج مىشود . از بالاخانه‌ها جماعتى فرياد مىكنند اى بىغيرتها ، اى از زن كمترها نرويد . بمانيد كار يك‌طرفى شود . مردم كه از جار قبل از ظهر و وداع عضد الدوله و فرار نظام الملك با كوچ و بنه از نظاميه به خانهء شهر مسبوق بودند همان عبارات را به حضرات جواب مىگويند . بلكه جمعى مىگويند بىغيرت هستيم و مىرويم . آن حدت و حرارت ، جوش و خروش سابق در مردم باقى نيست . چيزى هم از اين مشروطه حقيقة معلوم آنها نشده ، لهذا خيلى زود متفرق مىشوند .

خروج امير اعظم

بارى آن‌وقت امير اعظم بناى هل من ناصر را مىگذارد . روى صفه ايستاده بناى نطق را مىگذارد كه بيشتر مستمعين از اجانين بودند . آن چند نفر آدم سيرت فحش زياد در