تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2098

مساهمون:

ص٢٠٩٨
جواب نطق حضرت و الا داده مىروند . معظم له آخرين كسى بوده است كه از آنجا خارج مىشود . دم مجلس فحش زيادى به قراولهاى مجلس مىدهد كه مبادا آنجا را بىمستحفظ بگذارند و بروند . سربازها بعد از رفتن او به صرافت مىافتند كه چرا فحشهاى حضرت و الا را جواب نداده بلكه چند « سخمه » سرنيزه هم نزده‌اند . غروب مشير السلطنه با دستخط شاه مجلس مىرود . گفتند شاه دستخط فرموده بودند كه محض حرف‌شنوى ملت ما آن اشخاص مفسد [ را ] كه بنا بود دستگير كنيم عفو كرديم و از تقصير ناطقين و روزنامه‌نويسها هم گذشتيم . مجلس هم در كمال قوت از فردا مشغول قانون وزارت عدليه باشد كه از همه كارها لازمتر است . به اصطلاح اين ايام اين پرده هم تمام شد ، حالا دو روز ديگر پردهء ديگرى بالا برود خدا مىداند .

وضع باغ شاه

شنبه 13 - باغ شاه رفتيم . اين باغ در مغرب شهر به فاصلهء صد قدم از دروازه واقع است . سابقا اينجا اسب‌دوانى بود . ناصر الدين شاه باغ كرد و اسب‌دوانى را در دوشان تپه در محلى كه الان عمارت و باغ فرح‌آباد است كه مظفر الدين شاه بنا كرده مقرر داشت . غريب است كه اين دو محل اسب‌دوانى هركدام را يكى از آن دو پادشاه باغ ساختند ، اما عمارت فرح‌آباد خيلىخيلى عالى است . اينجا عمارت خوبى ندارد .

شمشير عيد

شاه بيرون آمد جمعيت زياد بود . فرمودند مشير السلطنه اول عمل عدليه را درست كند كه اهم كارها است . سفير فرانسه مىآمد رفتيم صندوق‌خانه براى گرفتن شمشير . در ورود اول سفرا و عيد تولد شاه و عيد نوروز شاهزادگان اولاد وليعهد عباس ميرزاى مرحوم بايد شمشير بگيرند . قدارهء دسته الماس برليان خوبى را به من دادند . وسط اين باغ خيابان عريض طويل چنارى دارد كه سر به هم آورده ذره‌اى آفتاب نمىافتد . اين خيابان به درياچه‌اى منتهى مىشود كه وسط باغ است .

مجسمهء ناصر الدين شاه

در ميان جزيرهء اين درياچه مجسمهء ناصر الدين شاه كه از برنز سواره در قورخانهء ايران ريخته‌اند گذاشته شده . در جشن افتتاح اين مجسمه من سرتيپ توپخانه و حاضر بودم . آقاى نايب السلطنه پردهء آن را بالا كرد كه گوش اسب پرده را پاره كرده و مدتى طول كشيد تا از گوش اسب بيرون آمد . اقبال السلطنهء مرحوم وزير قورخانه بود . جشن مفصلى گرفتند ، خود شاه و تمام سفرا بودند .