تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2094

مساهمون:

ص٢٠٩٤
مست نباشد من باشم كه براى يوميهء خود معطلم . « 1 » چهارشنبه دهم - دكاكين باز بود اما مردم را كم‌كم اغوا به رفتن مسجد سپهسالار و تحصن آنجا مىكنند . قولى هم شنيدم گفتند دكاكين را ببندند كسى گوش نداد .

محمد على شاه و امير اعظم

از روزى كه شاه تشريف برده بودند حضرت و الا يك مرتبه باغ شاه رفته بودند ، شاه بيرون نبود . عصر امروز در ركاب حضرت و الا رفتيم داخل باغ شديم . امير بهادر روى صندلى نشسته بود ، برخاسته تعظيم كرد . حضرت و الا پس از احوال‌پرسى جويا شدند كه حضور مىشود مشرف شد . عرض كرد بله . راه افتاديم ، شاه در خيابان وسط نزديك حوض جوش ايستاده بود . قراولها به همان ترتيب سابق برقرار بود . شاه احوال حضرت و الا را پرسيد . بعد از من احوال‌پرسى كرد . جلوى شاهزاده آمد كه حقيقة ديشب عماد السلطنه پسر شما در « انجمن قاجاريه » كارى كرده كه باعث امتنان من است و از شما تشكر مىكنم . حضرت و الا عرض كرد حق نمك و غلامى خود را به‌جاى آورده . من جلوتر رفتم عرض كردم التفاتهاى قبلهء عالم ، فوج و سوار و مكنت بىاندازه معلوم است آدم را هار مىكند و از جادهء عقل خارج مىكند . فرمودند شما هم بوديد . عرض كردم بلى . فرمودند مىگويند اين پسره قطار مىبندد ، كارها مىكند . عرض كردم خيلى غريب است كه شاه تازه مىفرمايند قطار مىبندد . اين‌كه يكى از كارهاى ممدوح اوست . فرمودند چه مىگفت . عرض كردم من جرأت جسارت آن را ندارم ! اين فوج و سوار او را ديوانه كرده . فرمودند البته عزلش مىكنم همين امروز . در اين بين آقاى عماد السلطنه اتفاقا حاضر شد . شاه از روى نيمكت برخاسته خطاب به آقا كرد كه امتنان شما را از شاهزاده مىكردم . من فورا گفتم حكايت ديشب را مىفرمايند . عماد السلطنه عرض كرد خيانت و بىغيرتى صفت بدى است . پدر اين شخص از قبل شاه مبرور پدر اعليحضرت بيست كرور مكنت به هم رسانيد ، حالا پسرش اينطور مىكند . ما اگر چيزى نبرديم و نخورديم باز حق نمك و پاس احترام اعليحضرت را نگاه مىداريم . آن‌وقت باز مدتى صحبت از كارهاى امير اعظم شد كه نوشتن آن ديگر زيادى است . من نمىدانم اين راپرت ديشب را كدام پليس مخفى كه هيچ نداريم داده بود .
هامش
( 1 ) - كابينهء وزراء از اين قرار در مجلس معرفى شدند : مشير السلطنه رئيس الوزراء - مستوفى الممالك وزير جنگ - علاء السلطنه وزير خارجه - مشير الدوله وزير علوم - مؤتمن الملك [ وزير ] تجارت - محتشم السلطنه كه فعلا اروميه است وزير علوم - سلطانعلى خان به وزارت دربار ابقا شد . پسرش امين الملك مطهر شد و سيدين حكم تطهير دادند اما نمىدانم . . . ( يادداشت نويسنده در حاشيه ) .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2094 | قهرمان ميرزا عين السلطنه