علاء الدوله ، جلال الدوله ، معين الدوله ، وكيل الدوله ( پدرسگ توتونفروش نويسندهء مرحوم امير نظام گروسى كه در عهد مظفر الدين شاه به واسطهء مرحمت آن بىمصرف صاحب دو كرور مكنت شده است ) به كالسكههاى ديگر نشسته [ اند ] . پرسيدم گفتند باغ شاه مىروند . يك ساعت و نيم از شب رفته ميرزا يحيى كاغذى نوشته بود كه شاه علاء الدوله و جلال الدوله و چند نفر ديگر را حبس كرده است . صداى يا حسين ، يا على هم تا پنج از شب رفته از نزديكى خانهء من بلند بود . من امروز را زودتر بيرون رفتم .
هركس از نوكرها آمد چيزى گفت كه ضد اولى بود . آنكه درست محقق شد صداى يا حسين بود كه ملايريها جمع شده بودند . براى آنكه دهات ملاير و نهاوند را الوار لرستان غارت كرده [ اند ] و متصل بيشتر مىآيند .
مردانگى عضد الملك
عصر رفتم « مجمع قاجار » و اخبار ديشب به تحقيق معلوم شد . عضد الملك از حضور مبارك درخواست مىكند حضرات را باغ شاه ببرد . شاه هم مىفرمايند چه ضرر دارد ، خيلى هم اظهار التفات مىكند . آقا آنها را ديروز احضار مىكند . جمعى زير بار نمىروند .
آخر اكثريت آرا ، اقوال آن چند نفر را ضايع مىكنند . اجماعا برخاسته مىروند شرفياب مىشوند . شاه خيلى كم حرف مىزند . بعد كه از حضور بيرون مىآيند در چادر وزير دربار مىنشينند كه رفع خستگى كنند . حاجب الدوله با يك نفر صاحبمنصب قزاق وارد شده جلال الدوله و علاء الدوله و سردار منصور ( بيگلربيكى سابق رشت كه پيش سپهدار و رئيس تلگرافخانه و پستخانه از طرف او باشد ) را بلند مىكنند كه شما محبوس هستيد . آنها را به عمارت قديم اسبدوانى كه حالا در اول باغ و عمارت بزرگ آنجا است مىبرند . عضد الملك هم برخاسته كه من هم مىروم نزد آنها ، براى آنكه به قول و اطمينان من آمدهاند . مىروند پيغام عضد الملك را به شاه مىگويند . شاه مىفرمايند چه ضرر دارد ، ايشان هم باشند . سايرين فورا به درشكهها نشسته به سمت شهر [ مىروند ] .
علينقى ميرزا از قول كالسكهچى قايممقام حكايت كرد كه مشار اليه به عوض آنكه به درب خانه دق الباب كند چوبش را به شكم اسب كالسكه مىزد . فحش مىداد كه چرا در باز نمىشود . آخر من گفتم آقا اين شكم يابو است در حياط نيست ! فعلا حضرات به كيفر اعمال مستبدهء خود گرفتار و محبوس هستند .
در مجمع رأى داده شد كه ماندن آقاى عضد الملك صحيح نيست ، به جهت آنكه دولت و ملت از حركات ناشايستهء اين سه نفر منزجر است ، چنانچه تمام مردم شادى مىكنند . پس خوب است دو نفر از طرف مجمع نزد آقا برود و او را بياورد . شاهزاده