در واقع سلب مسؤوليت از چندين وزراء و افراد مملكت بود تشكر نموده و آنان را به اين خدمت بزرگ تبريك و تهنيت مىگوئيم . در حقيقت ملت ايران بهوجود چنين پارلمان بر تمام ملل صاحب « كنستى توسيون » افتخار كرده و اين امتياز را به خودمان منسوب خواهيم دانست .
مكتوب شهرى
خدمت جناب مستطاب غلام مهربانم . مدير محترم جريدهء فريدهء خرنامه دامت تعليقاته .
اينكه در اين موقع ما از شغل وزارت جنگ استعفا كرديم و قبول حرف قانونى مجلس را نكرديم اولا چندان اعتنايى به اين شغل نداشتيم . ثانيا معروف است يك پول جگرك سفره قلمكار نمىخواد . اگر ما وزير جنگ بوديم ميرزا سليمان خان چه گه مىخورد . يك سند كه فرمان تمام دخل وزارت جنگ را او مىبرد ما بدنام مىشديم ، دور نيست اين پسرك هم كه شغل ما را قبول كرده تا چند روز ديگر او هم مخالفت مجلس را كرده استعفا بدهد . از قرارى كه مىشنويم بعضى مىگويند شاه ما را معزول كرده . اينكه زحمت داديم براى اين است كه رفع اشتباه بشود . ما خودمان زير بار اين كار نمىرفتيم .
عزيز اللّه قاجار .
راه نجات يا شركت عمومى
بس افتخار كردهاى اى ملت غيور * اصلاح كار كردهاى اى ملت غيور
باغ وطن كه بود خزان از نهيب ظلم * رشك بهار كردهاى اى ملت غيور
با دوستان به زعم عدد با هزار جهد * خوش گير و دار كردهاى اى ملت غيور
جدا خطا صواب و اكيدا وطن خراب * از يك فشار كردهاى اى ملت غيور
از اتحاد دولت [ و ] ملت به تازگى * رنگى به كار كردهاى اى ملت غيور
گاهى به دشمنى و گه از راه دوستى * شرّ را مهار كردهاى اى ملت غيور
با اين همه كشاكش و فرياد و جرح و رنج * بر گو چه كار كردهاى اى ملت غيور
بيدار شو ببين كه اروميه را چسان * با غم دوچار كردهاى اى ملت غيور
هشيار شو نظاره به بيلهسوار كن * كز غم فكار كردهاى اى ملت غيور
يك چند تن منافق ظاهر صلاح را * بر خود سوار كردهاى اى ملت غيور
زالوى بهبهان بمكد خون اين و آن * تا فكر كار كردهاى اى ملت غيور
در حيرتم خريت و كورى و ابلهى * از چه شعار كردهاى اى ملت غيور
با مفسدين نگر كه به تحريك مملكت * عهد استوار كردهاى اى ملت غيور
يك نكته گويمت كه پس از زحمت زياد * خود را حمار كردهاى اى ملت غيور