نير الدوله گفت آمدن اينجا باعث سوءظن شاه است چه رفتنى دارد . فرمودند باشد ضرر ندارد خودش البته مىداند مايهء آشوب و فساد كيست .
آب و ديسكور
در ظرف اين مدت متصل نطق مىكردند و لايحه قرائت مىشد . يادم هست اتابيك مرحوم وقتى كه با ناصر الدين شاه از سفر سيم فرنگستان شاه كه سفر اول اتابيك امين السلطان بود مراجعت كرده بودند به حضرت و الا از انگليس صحبت مىكرد و مثل زد از يك نفر فرانسه يا آلمانى پرسيدند انگليس رفتى چهچيز خوب خوردى . او جواب داد من جز نان و « ديسكور » « 1 » چيزى نخوردم . اين دو روز هم خانهء آقا انگليس شده .
چون هوا گرم است ، آب است و « ديسكور » . تمام كارها را اين نطقهاى بىمعنى كه آخرش جانا مالا عمرا تا آخرين قطرهء خون خود است انشاء الله اصلاح مىكند . البته امير بهادر هم برود روس و انگليس هم چارهاى جز فرار و عقبنشستن ندارند .
در سر ساعت آقا برخاسته ما هم از دنبال ، بيشتر رجال و شاهزادگان بودند . از علماء هم اغلبى صندلى گذاشته بودند . مشير السلطنه و جماعتى قبل از وقت جاگرفته بودند .
عضد الملك هم جائى پيدا كرد . سايرين در ميان جمعيت متفرق شدند . سيد جمال را عضد الملك فحش داده اين دو روز تشريف نياورده بود . ملك بالاى پشتبام رفته بود .
چشمش خوب نمىبيند . يمين و يسارش را متملقين گرفته بودند كه به زمين گرم نخورد .
وقتى از اطاق آقا مىرفت به ايشان فرمودند ملك ما را رسوا نكن . داد شاهپرستى را بده .
سخنان ملك المتكلمين
حمد و ثنائى فرستاد . تشكر از نظر امام عصر عجل الله فرجه كرده بعد با شدّ و مدّى از شاه تمجيد و تعريف كرده ، سه مرتبه شاهنشاه اسلام پناه محمد على شاه قاجار گفت .
مردم تمام به صداى خيلىخيلى بلند زندهباد گفتند . بعد تعريف از عضد الملك كرده و دو مرتبه حضرت اشرف گفته . همه زندهباد گفتند . پس از آن توقيرى از مشير السلطنه و سايرين [ كرد ] ، يك مرتبه براى شاهزادگان ، يك مرتبه براى وزرا ، يك مرتبه براى امراء و سرداران زندهباد گفتند . آنوقت تبعيد امير بهادر را ابلاغ كرده صداى پستباد ، نيست باد بلند شد . همانطور دربارهء پنج نفر ديگر كه اسامى آنها از اين قرار است : امين الملك پسر وزير دربار ( تازه اين لقب را بعد از فوت پسر جوان مرحوم امين الملك گرفته ، وزير افخم سابق ) ، موقر السلطنه ، مفاخر الملك تبريزى ، شاپشال خان روسى ، على بيك نام
هامش
( 1 ) -Discour( نطق )