تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2025

مساهمون:

ص٢٠٢٥
فى الجمله گرفتگى براى سردرد بوده است . نشستيم كنار حوض و بناى مزخرف‌بافى شد . . . « 1 »

هوى دروغى

ديروز عصر وكلا حضور آمده بودند . امروز هم قرار بود عصر بيايند . پول زياد از طرف آنها كه شريك دزد و رفيق قافله هستند از ديروز و امروز به مصرف رسيده مردم آگاه شده‌اند . مديرهاى انجمن خرج دارند . ديگر به يك « هوى » دروغى جمع نمىشوند . كسبه هم دكاكين را نبستند و اطاعت نكردند . اغلب انجمنها هم يا بواسطهء نگرفتن تنخواه يا از روى رضا و ميل همراهى نكرده‌اند . با وجود آن اجتماعى در بهارستان هست و ميل ندارند مسئله كشف شود و آن دو نفر هم البته محاكمه شوند . گفتند كاغذجات زياد هم به دست آمده . از وزير جنگ هم مكتوبى در آنها بوده ، العلم عند الله .

خرنامه - شب‌نامه

بهتر از همه نوشتن شب‌نامه‌اى است به اسم « خرنامه » كه به دست آمده و بىمزه نيست . در سر لوح صورت الاغى كشيده بالاى آن نوشته « زنده بايد حرّيت » « 2 » . در گردن الاغ نوشته « نمايندهء سى كرور ملت غيور » . به دهان خر صفحهء كاغذى داده و نوشته است « خرنامهء نمرهء 7 » . طرفين صورت : - مدير : خر ديزه ، دبير : حاجى گردن‌كلفت . عنوان مراسلات چارراه دروازه شمران جنب طويلهء چپ‌چس ميرزا ( مقصود طويلهء ظل السلطان است ) . هفته‌اى دو مرتبه طبع و توزيع مىشود . طرف چپ اشتراك ساليانه : طهران انجمن آذربايجان ، يك جو غيرت . انجمن برادران ، يك پركاه انصاف . ساير انجمنها يك خردل عقل . لوايح بدون امضاء خر معروف پذيرفته نمىشود . قصيدهء غرّا در فتح نمايان اعليحضرت . . . سلطان البرين و خاقان البحرين ، غاية الامن و الامان . . . خلد الله ملكه و سلطانه .
مملكت را خوش مسخر كردى احسنت اى جناب * ملتى را تا ابد خر كردى احسنت اى جناب بازى مشروطه را كز اين و آن آمد پديد * هم به اسم خود مقرّر كردى احسنت اى جناب
هامش
( 1 ) - نقطه‌چين در اصل است . ( 2 ) - كذا به حاى جيمى ( ولى شايد خريّت مناسب باشد . )