عدليه ! وزارت عدليه ! بگذار حرفم را بزنم . وزير داخله تقصيرى ندارد . خود وزراء مىگويند خلاف قانون شده شما هم قدرى استراحت كنيد تا مجددا مشورتى بشود تا تكليف را معين كنيم .
همه برخاستند و در صحن بهارستان متفرق شدند من هركسى از آشنايان را ديدم و سؤال كردم مىگفت آمديم تماشا كنيم و ببينيم چه خبر است ، مثل خود ما . اما از آن فكليهاى ناقلا و آخوند و سيدهاى معروف چند نفرى بيش نبودند . مردم به يك اندازه سر خوردهاند . وانگهى اين اشخاص كه دستگير شدهاند اگر بمبساز و آن اشخاصى باشند كه مىخواستند پادشاه مملكتى را بكشند و قاتل دوازده نفر مسلم بىگناه شدند سواى پنجاه و دو نفر مجروح از كار مانده حمايت و همراهى آنها گناه عظيمى است كه شرعا و عقلا ممنوع است .
سهشنبه 12 - ديروز از شدت اوقات تلخى شمران رفتم . تا عصر با محمد حسين ميرزا « 1 » بوديم ، خيلى مصفا بود . اما حالت براى كسى باقى نمانده كه لذتى ببرد .
اخبار تازه : ابو القاسم خان را آدمهاى امير اسعد با بعضى از الموتيها بيرونش كرده است . تفنگ و هرچه داشتند تصاحب كردهاند . او هم قزوين رفته مأمور ديگرى وزير داخله معين كرده . اين هم مثل آنها هيچ گهى نخواهد خورد . ماهى چهل تومان هم حكم كردند حضرت و الا به مأمور تقديم كند . من ديگر از الموت چيزى در اين روزنامه نخواهم نوشت . بس است ، حقيقة بس است .
سردرد شاه
بارى صبح بر سبيل معمول حضرت و الا فرستادند برو دربخانه با وزير داخله و وزير ماليه گفتگوها را تمام كن كه يكى از فرمايشات گرفتن مواجب پارسال است از وزير ماليهء پر پول ما ! چون تجربه كردهام رفتن دربخانه سهلتر از جواب دادن به حضرت والاست فورا مىروم و خودى خلاص مىكنم و الا تا غروب مرافعه دارم . وزراء تمام با جمعى ديگر از رجال با آقاى عضد الملك در بالاخانههاى وزارت داخله مشورت داشتند .
جمعى كه از حضور مراجعت كرده بودند مثل ملكآرا ، شاهزاده مؤيد السلطنه و ديگران بيان داشتند كه خلق مبارك تنگ بود و حال آنكه شاه هميشه بردبار و پرحوصله بود و تا امروز اين كلمه را از كسى نشنيده خودم هم نديده بودم . چون هيچوقت حالت شاه را متغير نديده و نشنيده بودم مسئله را تعاقب كرده معلوم شد سر شاه درد مىكرد .
هامش
( 1 ) - محمد حسين ميرزا فرزند محمد ميرزا ملكآراى ثانى ( مسعود سالور ) .