شرف ندارد . قاتل و مقصر را همهجا تعاقب مىكنند و هرجا برود داخل شده دستگيرش مىكنند . هر روز يك بازى بيرون مىآورند و خودى مشغول مىكنند . هر وقت هم ايراد كنند كه كار پيشرفت نكرده وكلا اهمال نمودهاند اين مطالب را به آب و تابى عنوان مىكنند و از جمله موانع و عوايق به شمار مىآورند تا ملت نجيب غيور ساكت شده هيچ نگويد .
شب نهم ربيع الاول بود . روز جمعه حضرت عبد العظيم ( ع ) جمعيت زياد مىرفت .
من هم خواستم بروم قاسم صلاح ندانست و اسب نياورد . . . « 1 » همه ساله همچو شبى در طهران هنگامه بود ، پولها خرج مىشد ، مهمانيها برپا بود ، عمر كشانهاى بسيار بود ، فسق و فجور و هرزگى زياد مىكردند ، اما امسال بىپولى و صدمات وارده اثرى از آثار شادى و عيشها باقى نگذاشته است . تو گوئى تمام خلق مردهاند .
استعفاى فرمانفرما - مخبر السلطنه حاكم آذربايجان
جناب مخبر السلطنه وزير علوم و معارف را حاكم و فرمانفرماى آذربايجان كردند .
تعهد كرده آنجا را منظم كند . فرمانفرما متصل استعفا مىكرد . حالا گفتهاند در دهات خودش بماند و طهران نيايد . زيرا مىدانند لدى الورود طهران را برهم مىزند تا وزير جنگ بشود . يازده سال بود تبعيد از طهران شده بود ، هشت ماه طهران آمد و حالا هم حكم شد طهران نيايد ، از بس آرام نيست . اين وكلا را او به رشوه گرفتن عادت داد . ابدا جرأت نمىكردند دينارى بگيرند . او به اصرار و ابرام و اسامى مختلف آنها را عادى كرد .
چون ديدند رعد و برقى نشد و كسى مؤاخذه ننمود پول هم كه چيز بدى نيست دنبال آن را به وجه احسن تا امروز آوردهاند و هرگز دست برنمىدارند . همينكار فرمانفرما باعث خرابى مجلس و به باد رفتن مملكت شد .
برخى مىگويند چون مشروطهطلبان آذربايجان كم شده و همه به وضع سابق راضى شدهاند مخبر السلطنه را راضى كردهاند برود بلكه مردم را مجددا همراه كند . و الا مخبر السلطنه تا امروز حكومت بلوكى را نكرده چه رسد به فرمانفرمائى آذربايجان . از شدت تعدى و ظلم آذربايجانيها به تنگ آمده به اقدامات سابقهء خودشان تف و لعنت مىكنند ، چنانچه از بيست عدد روزنامه كه در آنجا طبع مىشد امروز يك روزنامه طبع نمىشود . از غلط كردن خود پشيمان هستند ، ليكن ابدا ثمر ندارد . امروز از شاه و مجلس و عقلا كارى ساخته نيست و مملكت رفته ، آخرين نفس او است . مخبر السلطنه و هزار
هامش
( 1 ) - نقطهچين در اصل است .