نيم ساعت به غروب مانده عيادت فرخ ميرزا رفتم . خوابيده بود بيدارش كردم . خيلى ضعف داشت . بيهوشش كرده بودند و به قدر دو لگن چرك و گوشت فاسد از گلويش بيرون آورده بودند كه نصف آن را براى تجزيه نگاه داشته نصف ديگر [ را ] براى تماشا فرستاده بودند . خيلى ترسيده بود و بسيار دير به هوش آمده بود . دو ساعت طول داده بودند . چون در موضع بدى بود بيم خطر داشت ، لله الحمد بخير گذشت .
يك ساعت از شب رفته منزل آمدم . خداوند هيچ وقت نصيب نكند كه كسى گرفتار اين امراض شود يا ناظر عمل باشد . بر پدر تمدن لعنت . هر قدر تمدن زياد مىشود اطباء حاذقتر ، دواها مؤثر امراض مشكلتر و صعبالعلاجتر . جز چند شهر ايران مابقى طبيب ندارد چه رسد به مريضخانه و از اين حيث به مراتب آسودهترند .
گفتند استعفاى وزرا قبول نشد و هر قسم بود خود آنها را شاه مجددا راضى و برقرار كرد . فحشهاى وزير عدليه و تغيرات وزير داخله نصيب خودشان شد .
ملت شش هزار ساله - نام بمباندازها
جمعه هشتم - باز دو روز است ملت نجيب غيور شش هزار ساله به جنبوجوش آمده ، اما خيلى سستتر و بىحالتر از سابق . شب پنجشنبهء گذشته اجزاء نظميه به همراهى خود رئيس نظميه دوازده نفر از كسانى را كه متصدى بمبسازى و گويا از بمباندازهاى آن روز بودهاند دستگير مىكنند . من اسامى آنها را هنوز به صحت نمىدانم ، مگر دو سه نفرش را ، حيدر خان و يك نفر ديگر از نوكرهاى امين ضرب كه در ادارهء چراغ برق مستخدم هستند ، ميرزا سيد اسمعيل خان نام و ضياء السلطان . يكى دو نفر هم تبعهء روس مىباشند .
ضياء السلطان و كاشف السلطنه
ضياء السلطان را همه مىشناسند . اين شخص به شيطنت و شيادى شهرت كامل دارد .
دختر ضياء الدولهء مرحوم را به تقلب و اسم عوضى گرفت . براى همشيرهء مدير الملك گيلانى قباله ساخته بعد از آنكه سال گذشته كاشف السلطنه او را گرفت اعلانات منتشر كرد ، مقالهها در روزنامه نوشت ، تهديدات كرد . بطورى كه بر همه مردم مشتبه شده بود و كاشف السلطنه از ترس از خانه مدتى بيرون نمىآمد . تا آخر الامر در ديوانخانه كذب و افتراى او محقق شد و باز دست برنداشته است ، براى اينكه ضعيفه متموله است ، به اين عنوانات و تهديد بلكه مبلغى اخذ و دريافت كند .