تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2006

مساهمون:

ص٢٠٠٦
خود منصف است . هركس مطلب صحيحى به او بگويد يا بنويسد يا دستورالعمل بدهد فورا در مجلس اظهار مىدارد و اغلب اين شخص و حاجى باقر بقال نزديك تماشاچيها مىنشينند و به گفته و تعليم آنها گاهى مطالب بزرگ و جوابهاى خيلىخيلى صحيح مىدهند كه بسيار بامزه و تماشائى است .

شكايت از انجمنها

بارى وزير عدليه شكايت بسيار از انجمنها كرد كه هر روز از يك انجمن ما را احضار مىكنند و من نمىدانم اين انجمنها به چه قاعده و قانون وزرا را آنقدر اذيت مىكنند . بالاتر از همه امروز مرا « انجمن تفتيش دولت عليهء ايران » خواسته . اين هم رقعه و پاكت ممهور انجمن با نشان شير و خورشيد است . ملاحظه كنيد . احسن الدوله خوانده به دست ساير وكلا داد و پايش را به زمين مىزد و مىگفت بله اين كارها است كه دولت را به باد داد . اين انجمنها است كه احدى را نمىگذارد راحت و به كار خودش مشغول باشد . از تمام جالسين اطاق هم شكوه و شكايت از انجمنها بلند شد . جناب وزير كاغذى نوشته با رقعهء « انجمن تفتيش دولت عليه ايران » براى مجلس روانه كرد . مزه داشت وكلا مىگفتند مجلس خبر ندارد ، مجلس تقصيرى ندارد . مؤيد السلطنه اينجا توپيد كه همه اين كارها را مجلس كرده ، اين انجمنها تمام به اذن مجلس است ، چطور خبر ندارد . وانگهى مجلس نمىگذارد ، و الا پليس بايد اين انجمنها را كه بر خلاف نظام و قاعده منعقد مىشود خودش مانع شود و اعضاء آن را بگيرد . براى كسى قوه و قدرت باقى نمانده ، پليس اقتدار ندارد و جرئت نمىكند به سمت انجمن نگاه كند . و الا اين انجمنها داير نمىشد و اين كاغذ و پاكت چاپى با مهر به اين بزرگى مرا احضار نمىكرد . از آنجا منزل آمدم .

اصفهان و ظل السلطان

اصفهانيها خبر حركت شاهزاده ظل السلطان را كه شنيدند دكاكين را بسته و در مسجد جمع شده‌اند . همچو مىگويند كه شاهزاده با حسرت تمام از خارج شهر به‌سمت شيراز رفت .

راه شمران

جمعه 24 - باران فقط ديروز چند ساعتى آمد ، زمين و زمان را تازه كرد . من براى خاطر درخت‌كارى كه موقع آن نزديك است بگذرد به شمران رفتم . خيلى راه گل بود . جادهء اتومبيل كه حاجى حسين آقا امين ضرب و حاجى معين التجار دو برهم زنندهء ايران