كتابچهء صنيع الدوله
مىگفت صنيع الدوله وزير ماليه كتابچه نوشته بود كه گمرك داخله به قند و چاى بگذارد . منى يك هزار به قند ، گير وانكه يك قران يا كمتر به چاى و اين چهار كرور تومان مىشود و به رهن اين سرمايه ممكن بود مبلغى از خارجه قرض كنند . اول هم سفارت روس راضى شد . گفتم به آنها چه ربطى داشت . جواب داد زورزور . براى آنكه مبادا قند به اين واسطه كمتر فروش رود ، يا احتياج دولت كمتر شود . بعد پيغام دادند شما از خود ما چرا قرض نمىكنيد . همين ماليهء مغشوش غير منظم ايران را رهن بدهيد . هر قدر پول لازم باشد خودمان تقديم مىكنم . صنيع الدوله جواب داده بود اين مسئله را من كه هرگز تصويب نخواهم كرد . بعد هم گفته بود اگر مجلس يا سايرين هم اين معامله را بكنند استعفا مىكنم ، بلكه از اين مملكت خارج مىشوم ( اين ملاحظات را خوب بود آن روزهاى اول كه اين صنيع الدوله و تمام فاميل ايشان مشغول ترتيبات مشروطهشدن و شورش برپا كردن و تعليمات مخفى دادن بودند مىكردند كه اين مملكت به تحريك و دستورالعملهاى آنها اينطور نشود . حالا البته موقع استعفا و فرار است ) .
مستشار فرانسوى
چند روز قبل هم صنيع الدوله در روضهء تكيهء مرحوم مخبر الدوله به عميد الدوله گفته بود تمام اميد ما به آمدن مستشار فرانسه براى وزارت ماليه است . اگر او اطمينان به سفارت فرانسه از ماليات ما بدهد ( مثل آنكه مسيو نوز از گمرك به روسها داد و آن قرض شد ) راپرت سفارت به دولت فرانسه البته كارى صورت مىدهد و قرض مىشود .
اگر نداد انا لله و انا اليه راجعون . تومانيانس مىگفت چهار روز است اين « فينانسيه » « 1 » وارد شده و از قرارى كه شنيدهام گفته است اين مبلغ ماليهء ايران اگر منظم هم بشود معتدبه و قابل نيست .
حرف تومانيانس
چند نفر در آنجا بودند . يكى گفت هر دولتى كه مشروطه شد سالها طول كشيد تا اموراتش مرتب و منظم شد رفت به فرانسه و آن حرفها كه از بس مفسدين گفتهاند ذهنى عوام شده و باور كردهاند . تومانيانس جواب داد امروز شما اگر بخواهيد تلگراف بكشيد ، يا آنكه كارخانهء چراغ برق مثل اينكه آوردهايد بياوريد ، يا طفل خود را آبله بكوبيد بايد به قدر آن حكيم مخترع تلگراف يا پيداكنندهء قوهء برقيه و مادهء آبله فكر كنيد ، تحصيل كنيد ،
هامش
( 1 )Financiee