تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2007

مساهمون:

ص٢٠٠٧
و برباددهندهء مملكت يا انشاء الله تعالى نجات‌دهنده و آبادكنندهء ايران مىسازند بيشتر گل بود . هنوز هم از قلهك نگذشته است . سه ساعت از دسته گذشته تجريش رسيديم . عمارت بالا كه آبادى باقى نمانده هرچه پارسال خراب نشده بود امسال شد . هرقدر هم به حضرت و الا اصرار كرديم تعمير نكرد . باغ پائين تمام اطاقها چكه مىكرد ، ناچار در ايوان جلوس كرديم كه تمام فرش آن يك قاليچهء عباس بود . قابلمهء ناهار را به تقى واگذار كرده خودم سر اسطلخ رفتم . گل زياد بود . سر بيدها كه زده بشود و بكارند جدا كردم . حيف و صد حيف از اين ييلاق به اين قشنگى خوبى كه به دست ما افتاده . هيچ‌كس در شمرانات جاى ما را ندارد . اما احدى هم به اين كثيفى نگاه نداشته . به ناهار آمدم . هوا متصل ابر شد و آفتاب . سه ساعت به غروب مانده از ترس باران سوار درشكه شده يك ساعت به غروب مانده شهر رسيديم . شنبه 25 - رفتن عميد الدوله به حكومت يزد موقوف شد . در باب كاشان معتضد السلطنه هم صحبتى هست . انجمن كاشانيها كه در طهران است به نظرم براى شاهزاده پيغام داده قرض انجمن را فعلا ، بعد هم مخارج سال آن را بايد مرحمت فرمائيد ، و الا نرويد .

ظل السلطان در قمشلو

حضرت و الا ظل السلطان به قمشلو رفته و تلگراف كرده‌اند فوج جلالى كه بنا بود همراه ببرم حاجى آقا نور الله و انجمن مانع است . تا حاضر شود و اجازه بدهند در قمشلو هستم . شاهزاده دفينهء زيادى با تفنگ و فشنگ و اسباب زيادى آنجا دارد و تمام مقصود شاهزاده رفتن آنجا و برداشتن دفينه بود و مشكل است برود . كسى هم نمىتواند از آنجا او را خارج كند .

شيل - قرض - رهن

حجرهء تومانيانس رفتم خيلى از اين اوضاع بد مىگفت . پرسيدم پول گرفتيد . گفت يك مبلغى حوالهء شيل « 1 » شده يعنى از اجارهء سنهء 1911 ميلادى . آن را هم سفارت روس امضاء نمىكند . پرسيدم تا آن‌وقت اجارهء شيل چه شده . جواب داد از بانك انگليس تنزيل كرده گرفته‌اند .
هامش
( 1 ) - ( - شيلات )